یعنی چه
مصدر مرکب «کینه توزیدن» به معنای ادامهدادن حالت دشمنی، فروکش نکردن خشم درونی و در پی آزار یا انتقام بودن است. این واژه زمانی به کار میرود که فرد ناراحتی و بغض خود را در دل نگه میدارد تا در فرصتی مناسب آن را تلافی کند.
تلفظ
این واژه از دو بخش تشکیل شده است: «کینه» که در پارسی میانه به صورت kēn تلفظ میشده و «توزیدن» که از مصدر توختن یا توزیدن (tōzētan) گرفته شده است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، عبارت «کینه توزیدن» دقیقاً دارای ۱۰ حرف است. بسته به تعداد حروف خواسته شده در جدول، معادلهای دیگری چون عناد، حقد، کینهورزی، دشمنی یا کین توختن نیز ممکن است مد نظر طراح باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان فعل کینه توزیدن عمدتاً از عبارات فعلی استفاده میشود که نشاندهنده پنهان کردن و حفظ دشمنی در درون است.
به عربی
در زبان عربی افعالی که از ریشه «حقد» مشتق میشوند یا عباراتی که به پنهان کردن دشمنی شدید (ضغینه) در دل اشاره دارند، دقیقترین معادلها برای این واژه هستند.
در قرآن
خود عبارت «کینه توزیدن» به صورت یک واژه فارسی در قرآن نیامده است، اما مفاهیم معادل آن بارها مطرح شده است. از جمله واژه «غِلّ» به معنی کینه و حسد پنهان در دل در آیه ۱۰ سوره حشر و واژه «أضغان» (به معنی کینههای شدید) در آیه ۲۹ سوره محمد که به پاک کردن دل از این صفات تاکید دارند.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی، کینهتوزی معمولاً با حیوان «شتر» به دلیل فراموش نکردن بدیها و صبوری در تلافی (اصطلاح کینه شتری) نمادگذاری میشود. همچنین در مفاهیم اسطورهای، «مار» یا «عقرب» به نشانه زهر پنهان در درون و «قلب سیاه» از دیگر تداعیهای این صفت هستند.
جمعبندی و توضیح کامل کینه توزیدن
کینه توزیدن یکی از مفاهیم اخلاقی و رفتاری در زبان فارسی است که ریشه در واژگان کهن اوستایی و پارسی میانه دارد. بخش اول آن یعنی «کینه» به معنای دشمنی و انتقام است و بخش دوم یعنی «توزیدن» از مصدر توختن به معنی تلافی کردن، مجازات کردن یا اندوختن میآید؛ بنابراین این ترکیب به معنای تلافی کردنِ دشمنی یا جمع کردن و نگهداری کینه در دل است.
این صفت روانشناختی در ادبیات فارسی و متون دینی همواره نکوهش شده است، چرا که فرد کینهتوز به جای گذشت و بخشش، خشم و عداوت خود را در درون زنده نگه میدارد تا در فرصتی مناسب آسیب یا انتقام خود را عملی کند. در زبانهای دیگر مانند عربی و انگلیسی نیز عبارات دقیقی برای توصیف این حالت درونی وجود دارد که بر پنهانکاری خشم و بغض تاکید میکنند.
در فرهنگ عامیانه، این مفهوم با نمادهایی چون شتر شناخته میشود که به دوری از فراموشی بدیها معروف است. رهایی از کینهتوزی و جایگزینی آن با صلح، صفا و دلشستن از بدیها، همواره به عنوان یکی از راههای اصیل رشد شخصیتی و آرامش روانی در جامعه مطرح بوده است.