معنی
اطاعت در لغت به معنای پذیرا شدن فرمان، گردن نهادن به حکم یا قانون، و بجا آوردن امر و نهی است. این مفهوم نشاندهنده تسلیم اختیاری یا ساختاری در برابر یک قدرت، شخص یا چارچوب مشخص است.
یعنی چه
وقتی شخصی از قانون، والدین، فرمانده یا پروردگار اطاعت میکند، به این معنی است که اراده خود را با خواست و دستور آنها همسو کرده و رفتار خود را بر اساس نظرات آنها تنظیم مینماید.
مترادف
این واژهها همگی بر مفهوم پذیرش دستور و همراهی با یک ارادهٔ بالاتر دلالت دارند.
متضاد
واژههای فوق نشاندهنده ایستادگی، رد کردن دستورات و تقابل با قدرت یا قانون هستند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه یگانهای مشتق شدهاند و مفاهیم فرمانبری یا فرمانروایی را میرسانند.
ریشه
واژه اطاعت اسم مصدر از باب افعال (إطاعة) در زبان عربی است. ریشه اصلی آن «طوع» به معنای میل، رغبت و انقیادِ همراه با رضایت است که در مقابل «کُره» (اجبار و ناخوشایندی) قرار دارد.
جمله سازی
در جدول
در کلمات متقاطع، با توجه به تعداد حروف خواسته شده، میتوانید از کلمه ۵ حرفی «اطاعت» یا واژههای هممعنی آن استفاده کنید.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن متن و میزان اختیاری بودن، از واژههای متفاوتی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل اطاعت
واژه «اطاعت» یکی از مفاهیم کلیدی در حوزههای اخلاقی، دینی، نظامی و اجتماعی است که ریشه در فرهنگ عربی دارد و به معنای همسو کردن اراده با یک قانون یا مرجع بالاتر است. در ساختار جامعه و نظامهای اداری یا نظامی، اطاعت ابزاری برای حفظ نظم، انضباط و پیشبرد اهداف گروهی به شمار میرود که نماد آن در رفتارهایی مثل احترام نظامی تجلی مییابد.
در متون دینی و عرفانی، این واژه جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که در قرآن کریم مشتقات ریشه «طوع» بارها ذکر شده و اطاعت تشریعی (پیروی اختیاری انسان از احکام الهی) به عنوان مظهر ایمان و تسلیم در برابر حقیقت محض معرفی شده است. این مفهوم در تقابل مستقیم با سرکشی و تمرد قرار دارد.
در مجموع، اطاعت در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی همواره مرز باریکی میان وفاداری آگاهانه و تسلیم کورکورانه داشته است. اگر این پیروی از روی میل، عقلانیت و در برابر حق باشد، مایه رشد معنوی و انضباط اجتماعی است، اما اگر ناشی از اجبار محض باشد، روحیه پویایی را از جامعه سلب میکند.