یعنی چه
این واژه در اصل یک اصطلاح تحقیرآمیز است که دو معنای تحتاللفظی و مجازی دارد. در معنای قدیمی و ظاهری، به کسی اشاره داشته که به دلیل فقر مفرط تهمانده غذا را از کاسه میلیسد. در کاربرد امروزی و کنایی، به معنای وابستگی منفعتطلبانه همراه با سقوط اخلاقی و از دست دادن عزت نفس است.
تلفظ
تلفظ این عبارت ترکیبی به صورت [کاسِه لیس بودَن] است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول با تعداد ۱۱ حرف «کاسه لیس بودن» است. واژههای جایگزین و کوتاهتر نظیر چاپلوس، متملق و طفیلی نیز در جداول کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی نزدیکترین معادل اصطلاحی واژه Bootlicker است که همانند واژه فارسی از یک تصویر فیزیکی (لیسیدن چکمه) ساخته شده است.
به عربی
در زبان عربی از واژه المتملق برای رساندن مفهوم کنایی و از لحّاس برای اشاره به معنای لغوی استفاده میشود.
به ترکی
ترکیب Çanak yalayıcı در زبان ترکی دقیقاً معادل ساختاری و معنایی کاسهلیس در فارسی است.
به فارسی
از واژههای هممعنا و اصطلاحات اصیل فارسی میتوان به بادمجاندورقابچین، قدحلیس، دستبوس، سورچران و مفتخور اشاره کرد.
نماد چیست
این واژه در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی نماد افرادی است که به جای اتکا به توانایی خود، به تهمانده قدرت یا ثروت دیگران وابسته هستند. ضربالمثل معروف «تغاری بشکند ماستی بریزد، جهان گردد به کام کاسهلیسان» به خوبی نشاندهنده کمین کردن این افراد برای بهرهبرداری از خسارت بزرگان است.
جمعبندی و توضیح کامل کاسه لیس بودن
اصطلاح کنایی و عامیانه «کاسه لیس بودن» در زبان فارسی ریشهای کاملاً تصویری دارد. این واژه مرکب از دو بخش «کاسه» (ظرف کهن) و «لیس» (از فعل لیسیدن) تشکیل شده و در گذشته به فرودستترین مستخدمان مطبخ یا فقرای شدیدی اشاره داشت که ظروف غذا را پاک میکردند.
امروزه این اصطلاح بار معنایی شدیداً منفی دارد و در ادبیات اجتماعی و طنز برای نقد رفتار افرادی به کار میرود که برای کسب منافع حقیر مادی یا تقرب به صاحبان قدرت، تن به تملق، چربزبانی و رفتارهای خفتبار میدهند. این مفهوم معادل سقوط اخلاقی و ترجیح دادن شکمپروری و طفیلیگری بر مناعت طبع و آزادی است.