یعنی چه
این عبارت در ادبیات فارسی کنایه از حالت شخصی است که سر خود را به سمت یقه یا سینه پایین میاندازد تا با قطع ارتباط موقت با محیط بیرون، به تفکر عمیق، درونگرایی یا مراقبه بپردازد؛ همچنین گاهی دلالت بر حزن، شرمساری و تسلیم دارد.
تلفظ
تلفظ این ترکیب کنایی به صورت [sar be garībān bordan] است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول با توجه به تعداد حروف (۱۳ حرف بدون احتساب فاصله): «سر بگریبان بردن».
به انگلیسی
در زبان انگلیسی متناسب با سیاق متن میتوان از اصطلاحات فوق برای رساندن مفهوم درونگرایی و تفکر عمیق استفاده کرد.
به عربی
واژه «الإطراق» نزدیکترین حالت فیزیکی و معنایی را در زبان عربی به این اصطلاح دارد.
به فارسی
برگردانها و عبارات معادلِ همسنگ در زبان فارسی شامل مواردی چون «سر در گلیم کشیدن»، «زانو در بغل گرفتن»، «گوشهگیری کردن» و «مبهوت و متفکر بودن» است.
نماد چیست
این عبارت در فرهنگ و ادبیات سنتی ما بار معنایی مثبتی در زمینه حکمت خاموش دارد و نمایانگر قطع تعلقات ظاهری برای رسیدن به شهود و اندیشه درونی است.
جمعبندی و توضیح کامل سر بگریبان بردن
اصطلاح «سر به گریبان بردن» (یا شکلهای مشابه آن مانند سر در گریبان کشیدن و فروبردن) یکی از کنایات عمیق و پرکاربرد در ادبیات کلاسیک فارسی است. این عبارت بیش از آنکه یک کنش فیزیکی ساده را نشان دهد، به یک حالت روحی و روانی اشاره دارد؛ حالتی که در آن فرد سر خود را به نشانهی فرو رفتن در اندیشهای ژرف، حزن، شرمساری یا تسلیم و رضا به سمت سینه متمایل میکند و از هیاهوی جهان بیرون فاصله میگیرد.
واژه «گریبان» در این ترکیب ریشهای کهن و ایرانی دارد که از واژه پهلوی و اوستایی «گریوا» به معنی گردن و گلو مشتق شده است. در متون عرفانی و اشعار بزرگان ادبیات مانند سعدی و حافظ، این اصطلاح اغلب نمادی از خلوتگزینی، مراقبه (مدیتیشن) و سفر به درون برای کشف حقایق است، به طوری که فرد با تسلیم در برابر مقدرات یا برای چارهاندیشی در امور، سر در گریبانِ خود فرو میبرد.