یعنی چه
این واژه در زبان فارسی دو کاربرد و معنای اصلی دارد: نخست به عنوان صفت مرکب (بَد-نَما) به معنی چیزی که ظاهر و جلوه خوشایندی ندارد، زشت و کریهالمنظر است یا رفتاری که برخلاف آداب پسندیده باشد. دوم به صورت مخفف یا متداولِ (بَدَن-نَما) که به لباس یا شیشهای ظریف و نازک اطلاق میشود که پوست یا پشت آن به وضوح قابل رویت است.
تلفظ
تلفظ این واژه بسته به معنای آن دو گونه است؛ در معنای زشتی ظاهری به صورت بَدْ نَما [bad-namā] و در معنای جامهی نازک به صورت بَدَنْ نَما [badan-namā] خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «بدنما» به عنوان پاسخ پنج حرفی برای راهنماهایی همچون «زشت و بدمنظر» یا «لباس نازک» استفاده میشود.
به انگلیسی
برای معادلسازی این واژه در انگلیسی، بسته به نوع کاربرد از صفات مربوط به ناهماهنگی بصری یا عبارات مربوط به شفافیت پوشاک استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به زشتی ظاهری از تعابیری همچون قبیحالمنظر و برای لباسهای تنک از واژه شفاف استفاده میگردد.
به فارسی
واژهای کاملاً ایرانی و مرکب است. از نظر ساختاری از ترکیب پیشوند «بد» یا اسم «بدن» به همراه بن مضارعِ مصدر نمودن («نما») ساخته شده است. واژههای همخانواده آن شامل بدنمایی، نمود، نما و نمایش است.
نماد چیست
این واژه اصطلاح اسطورهای یا نمادین ویژهای در ادبیات کهن ندارد، اما در متون توصیفی و اخلاقی به عنوان نماد و مظهر عیبهای ظاهری، جلوه نامناسب رفتار یا ناهماهنگی در آراستگی اشیاء به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بدنما
واژه «بدنما» یک صفت مرکب اصیل در زبان فارسی است که ریشه در ترکیبهای واژگانی پهلوی و فارسی دارد. این کلمه بسته به ساختار تلفظی خود دو معنای مجزا اما مرتبط با مفهوم «نمایش» را افاده میکند؛ در حالت اول به معنای هر چیزی است که جلوه بصری زشت، ناخوشایند و کریهالمنظری دارد و در حالت دوم (به صورت مخففِ بدننما) به پوشش یا جامه بسیار ظریف و تنکی اشاره میکند که پوست بدن از پشت آن نمایان است.
از دیدگاه لغتنامههای معتبری چون دهخدا، معین و عمید، این واژه هم در توصیف اشیاء و مناظر (به معنی بدترکیب و زننده) و هم در توصیف رفتارهای خارج از عرف و آداب پسندیده کاربرد دارد. متضاد مستقیم این کلمه «خوشنما» یا «زیبا» است که نشاندهنده تعادل و آراستگی در ساختار است.
در بازیهای فکری و جدول کلمات، این واژه به عنوان یک کلمه کلیدی ۵ حرفی شناخته میشود. بررسیهای زبانی نشان میدهد که این کلمه اگرچه به همین صورتِ فارسی در متون دینی مانند قرآن نیامده است، اما مفاهیم معادل و نقیض آن به وفور در ادبیات اخلاقی و توصیفی جهان عرب و ایران برای تبیین مفاهیم زیباییشناسی و پوشش مورد استفاده قرار گرفتهاند.