یعنی چه
واژه «نِقْضَة» در لغت به دو معنای اصلی به کار میرود: نخست به عنوان صفت برای شتر مادهای که به دلیل مسافتهای طولانی و سختی سفر بسیار لاغر و فرسوده شده است، و دوم به معنای تکه پارچه، ریسمان یا بافتنی که گرهها و تاب آن باز شده تا مجدداً ریسیده شود.
تلفظ
این کلمه در زبان اصلی خود با کسر حرف اول (ن)، سکون حرف دوم (ق) و فتح حرف سوم (ض) به صورت «نِقْضَة» تلفظ میشود.
در جدول
در مسابقات جدول کلمات، این واژه ۴ حرفی معمولاً با راهنمای «شتر ماده لاغر بر اثر سفر» یا «بافتنی تابگسسته» مطرح میشود.
به انگلیسی
بسته به زمینه متن، برای معنای اول از اصطلاح شتر لاغر شده و برای معنای دوم از مفهوم نخ باز شده استفاده میشود.
به عربی
این واژه ریشه اصیل عربی دارد و از فعل نَقَضَ مشتق شده است.
به فارسی
در ترجمه دقیق به زبان فارسی، معادلهای مستقیمی مانند «شترِ سفرخمیده و لاغر» یا «رشتهٔ تابگسسته» برای روشن شدن مقصود کلمه به کار میروند.
در قرآن
عین کلمه «نقضة» در متن قرآن وجود ندارد؛ با این حال، همخانوادههای سنتی آن در آیاتی نظیر آیه ۹۲ سوره نحل («وَلَا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا...» در اشاره به زنی که رشته خود را پس از تابیدن باز میکرد) و سوره شرح («الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ» به معنی باری که پشت را به صدا درآورد) دیده میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل نقضة
واژه «نقضة» یک لغت اصیل عربی از ریشه «ن ق ض» است که در فرهنگ لغات کهن نظیر دهخدا و منتهیالارب به دو مفهوم متمایز اشاره دارد. معنای اول آن که کاربرد استعاری فراوانی در شعر جاهلی و کلاسیک دارد، تصویرگر شتر مادهای است که در پی وفاداری و طی کردن مسیرهای سخت و طولانی دچار فرسودگی و لاغری شدید شده است. این تصویر در ادبیات، نمادی از تابآوری و سختکوشی در راه هدف تلقی میشود.
معنای دوم این واژه به ساختار فیزیکی طناب یا ریسمانی بازمیگردد که تاب و گرههای آن باز یا از هم گسیخته شده است تا امکان بافت مجدد آن فراهم شود. اگرچه این واژه در زبان فارسی معیار امروز به طور گسترده به کار نمیرود، اما شناخت مشتقات و ریشههای آن به درک بهتر متون فقهی، منطقی و آیات قرآنی همخانواده کمک شایانی میکند.