یعنی چه
این عبارت در زبان فارسی دارای دو کاربرد حقیقی و کنایی است. در معنای کنایی و امروزی، به معنای عنوان کردن یک مطلب یا به میان آوردن سخنی در یک جلسه است. در کاربرد ادبی و حقیقی، به معنای انداختن، آمیختن یا وارد کردن ناگهانی یک عنصر یا فرد در میان دیگران است.
تلفظ
تلفظ فونتیک این واژه به صورت [dar miyān afkandan] است.
در جدول
این اصطلاح در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان راهنمای کنایی برای پاسخهایی چون مطرح کردن، عنوان کردن یا پیشنهاد دادن به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی متناسب با بافت متن، از عباراتی که به معنای معرفی یا باز کردن یک مبحث برای گفتوگو هستند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، واژه طرح یا رمى و إلقاء بسته به معنای کنایی یا حقیقی کلمه به کار میروند.
به فارسی
واژههای جایگزین و هممعنی فارسی آن شامل عنوان کردن، پیش کشیدن مبحث، انشا کردن سخن، وارد کردن و آمیختن است.
نماد چیست
در ادبیات فارسی این ترکیب معمولاً نمادی از ایجاد یک وضعیت جدید، درهمآمیختن عناصر یا وارد کردن یک موضوع تأثیرگذار در یک جمع است؛ مانند عبارت «سخنانش فتنهای در میان افکند» که به معنای ایجاد اختلاف و آشوب است.
جمعبندی و توضیح کامل در میان افکندن
عبارت «در میان افکندن» یک فعل مرکب کنایی و اصیل در زبان فارسی است که ریشه در زبان پهلوی (فارسی میانه) دارد. جزء «افکندن» آن از ریشه کهن به معنی انداختن و پرت کردن است، اما در همنشینی با واژه «میان»، معنایی فراتر از یک اقدام فیزیکی یافته و به یک اصطلاح ارتباطی تبدیل شده است.
امروزه وقتی این عبارت یا شکل دیگر آن یعنی «در میان انداختن» به کار میرود، بیشتر هدف مطرح کردن یک پیشنهاد، باز کردن سر صحبت درباره یک موضوع خاص یا به بحث گذاشتن یک مسئله در میان یک گروه یا مجلس است. این واژه به خوبی سیر تطور معنایی واژگان فارسی را از یک فعل مادی به یک مفهوم انتزاعی و کنایی نشان میدهد.