یعنی چه
در لغت از ترکیب «باده» (شراب) و «نشین» (بن مضارع نشستن) ساخته شده و به معنی کسی است که اهل میگساری، حضور در بزمهای شراب و مستی است. در ادبیات عرفانی و سلوک، مجازاً به سالک و عاشقی اطلاق میشود که از عقل رسمی و مصلحتاندیش عبور کرده و به مستی عشق الهی رسیده است.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت bāde-nešīn است. «باده» با کسرهٔ ظاهر در اواخر و «نشین» با شین مکسور و یای مجهول خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه بر اساس تعداد حروف (۸ حرف) خودِ «باده نشین» است. از واژههای مشابه و هممعنی میتوان به میگسار، رند و مینوش اشاره کرد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم ادبی این واژه در انگلیسی، بسته به متن از عباراتی که به حضور در مجالس بزم یا نوشیدن شراب اشاره دارند، استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای معنای حقیقی آن از تعابیری چون شارب الخمر استفاده میشود، هرچند در متون صوفیانه معادلهای کنایی دقیقتری به کار میرود.
به ترکی
در ترکی عثمانی و ادبیات مشترک، واژهٔ مینوش کاملاً رایج است و برای معنای امروزیتر از اصطلاح اهل میخانه استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی این واژه شامل عباراتی چون بادهنوش، بادهگسار، مینوش، مست و در اصطلاح حافظانه «رند» است که همگی اشاره به حالت مستی و حضور در خلوت بزم دارند.
جمعبندی و توضیح کامل باده نشین
واژهٔ «بادهنشین» یک صفت مرکب فاعلی مرخم در زبان و ادبیات فارسی کلاسیک است که از ترکیب «باده» (به معنی شراب) و بن مضارع «نشستن» تشکیل شده است. در معنای اولیه و ظاهری، این کلمه به کسی اشاره دارد که در مجالس شرابخواری شرکت میکند و مأنوس با بزم و میگساری است. باید توجه داشت که این کلمه از نظر املایی و معنایی با واژهٔ رایج «بادیهنشین» (به معنی صحرانشین و بدوی) کاملاً متفاوت است.
در حوزهٔ شعر و ادبیات عرفانی فارسی، خصوصاً در دیوان حافظ و اشعار صوفیه، «بادهنشین» معنایی فراتر از ظاهر خود پیدا میکند. در این بافتار، بادهنشین رمز و نمادی است از سالک و عاشق صادقی که از عقل مصلحتاندیش، زهد ریاکارانه و قید و بندهای ظاهری جامعه رها شده و با نوشیدن بادهٔ تجلی و عشق الهی، به سرمستی و شهود رسیده است. از این رو، این کلمه در تقابل با مفاهیمی چون زاهد، عابد و هوشیار قرار میگیرد.