یعنی چه
مستولی شدن در زبان فارسی به معنای غالب شدن، فائق آمدن و فراگرفتن همهجانبه است. این اصطلاح هم برای تسلط فیزیکی و نظامی (مانند تصرف یک شهر) و هم برای حالات روحی و درونی (مانند مستولی شدن ترس، غم یا خواب بر انسان) به کار میرود.
تلفظ
این عبارت از ترکیب اسم فاعل عربی «مُستَولی» (با فتح واو و سکون یا تخفیف یاء پیش از فعل) و فعل کمکی «شدن» در فارسی ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «چیره شدن»، «مسلط شدن» یا «دست یافتن بر چیزی»، عباراتی نظیر مستولی شدن، استیلا یا غالب شدن مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به متن جملات، برای مستولی شدن احساسات از overcome یا overtake و برای تسلط مادی و فیزیکی از dominate یا take control of استفاده میشود.
به عربی
واژهٔ مستولی خود ریشه در زبان عربی (از باب استفعال و ریشه و-ل-ی) دارد و عبارت فعلی «استولى على» دقیقترین برگردان آن است.
به فارسی
در زبان فارسی اصیل، به جای این ترکیب تنوینی و عاریهای عربی، میتوان از کلماتی چون «چیره شدن»، «فائق آمدن»، «دست یافتن» یا در زمینههای حسی از «فراگرفتن» استفاده کرد؛ مانند: «خواب او را فراگرفت» به جای «خواب بر او مستولی شد».
نماد چیست
این واژه به دلیل ماهیت فعلی و انتزاعی خود، نماد مادی یا حیوانی مشخصی در فرهنگ لغات ندارد. با این حال، در ادبیات فارسی مظهر و نماد شاهان فاتح، بیماریهای همهگیر، غلبهٔ اندوههای سنگین یا عشق افراطی است که ارادهٔ انسان را سلب میکند.
جمعبندی و توضیح کامل مستولی شدن
عبارت «مستولی شدن» یک ترکیب فعلی دلالتکننده بر چیرگی، نفوذ کامل و غلبهٔ همهجانبه است. ریشهٔ بخش اول آن به باب استفعال در زبان عربی بازمیگردد که با فعل کمکی «شدن» در فارسی ادغام شده است. این اصطلاح زمانی به کار میرود که یک عامل بیرونی یا درونی، به طور کامل بر وضعیت یا شخص مسلط شود و هدایت امور را به دست گیرد.
در ادبیات و کاربردهای روزمره، مستولی شدن بار معنایی شدیدی دارد و معمولاً برای توصیف تسلط نیروهای نظامی، یا هجوم ناگهانی و عمیق احساساتی نظیر ترس، عشق، اندوه و یا حتی حالات بیولوژیکی مانند خواب و بیماری استفاده میشود. در ساختار قرآن کریم، خودِ واژه به صورت لفظی نیامده، اما مفهوم آن در قالب واژههایی چون غلب و استوی مورد تفسیر قرار گرفته است.