معنی
پراکنده صفتی است برای اشاره به چیزی که در یک جا متمرکز نیست و در نقاط مختلف پخش یا متفرق شده است. در متون کهن فارسی، این واژه گاهی به معنای آواره یا لشکر شکستخورده و متفرق نیز به کار رفته است.
یعنی چه
وقتی اجزا، افراد یا اطلاعات یک مجموعه به صورت نامنظم و بدون اتصال در محیط پخش شده باشند، اصطلاحاً میگویند پراکنده هستند. این واژه در مقابل تمرکز، تجمع و یکپارچگی قرار میگیرد.
مترادف
واژههای فوق در سیاقهای مختلف ادبی و عامیانه به عنوان هممعنی پراکنده استفاده میشوند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده حالت تجمع، انسجام و تمرکز در یک نقطه هستند.
جمله سازی
تلفظ
این واژه صفت مفعولی از مصدر «پراکندن» است که در زبان فارسی با فتح پ، فتح کاف و کسره دال تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی نظیر متفرق، منتشر و پریشان نیز به عنوان پاسخ برای راهنمای «پراکنده» کاربرد دارند.
به انگلیسی
واژه Scattered متداولترین برگردان برای اشیاء یا افراد پخششده است، در حالی که Dispersed بیشتر کاربرد علمی و فیزیکی دارد.
به عربی
در زبان عربی متناسب با نوع پراکندگی از ریشههای «فرق»، «شتت» و «نشر» استفاده میشود؛ برای نمونه در قرآن کریم عباراتی همچون تَفَرُّق و مُنْبَثّ به این مفهوم اشاره دارند.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و عرفان، کلمه پراکنده به خودی خود نماد ثابتی ندارد؛ اما مفهوم «پراکندگی خاطر» همواره نماد تشویش، پریشانی دل، سرگردانی دنیوی و دوری از حق به شمار میرود، در حالی که در مقابل آن «جمعیت خاطر» قرار دارد که نماد آرامش و کمال است.
جمعبندی و توضیح کامل پراکنده
واژه «پراکنده» یک صفت اصیل فارسی برگرفته از ریشه پهلوی (parāgandag) است که از نظر لغوی به معنای پاشیده شده، متفرق و جدا از هم بودن اجزای یک مجموعه اشاره دارد. این کلمه با قرار گرفتن در ساختارهای مختلف، مفاهیم عینی مانند پخش شدن برگها در باد یا مفاهیم انتزاعی مانند افکار پریشان و نابسامان را توصیف میکند.
در حوزه زبانشناسی و ادبیات، پراکندگی معمولاً در تقابل با مفاهیمی چون تمرکز، اتحاد و جمعیت خاطر بررسی میشود. در متون معاصر و تاریخی، این واژه کاربرد بسیار گستردهای در توصیف احوالات انسانی، جوامع مهاجر (پراکندگی جغرافیایی) و حتی پدیدههای طبیعی دارد و معادلهای دقیقی در زبانهای انگلیسی و عربی برای آن یافت میشود.