معنی
واژه مُلک (با ضمه م) به معنای فرمانروایی مطلق، جهانداری و قلمرو تحت سلطه حاکم است و نباید آن را با مِلک (دارایی)، مَلِک (پادشاه) و مَلَک (فرشته) اشتباه گرفت.
یعنی چه
این کلمه در اصل نشاندهنده احاطه، قدرت، دستیافتن و تسلط کامل بر امور است؛ به طوری که تمام فرمانها به آن ختم میشود.
مترادف
این واژهها همگی بر مفاهیم قدرت مطلقه، حکومت و سرزمین تحت فرمان دلالت دارند.
متضاد
کلماتی که نشاندهنده تحت فرمان بودن، نداشتن قدرت حاکمیت و فرمانبرداری محض هستند.
هم خانواده
تمامی این واژهها از ریشه سه حرفی (م-ل-ک) مشتق شدهاند و به نوعی با مالکیّت، فرمانروایی یا فرشتگان ارتباط دارند.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه مُلْک (mulk) است تا از واژههای مشابه مانند مَلَک (فرشته)، مِلک (زمین) و مَلِک (پادشاه) تمایز یابد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه مُلک به عنوان پاسخ سه حرفی برای راهنماهای پادشاهی، سلطنت یا فرمانروایی استفاده میشود.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، از واژههای متفاوتی برای برگرداندن این مفهوم به انگلیسی استفاده میشود.
به عربی
این واژه ریشه عربی دارد و در قرآن کریم نیز بارها به همین شکل و معنی به کار رفته است.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی این کلمه شامل پادشاهی، جهانداری و شهریاری است که مفهوم حکمرانی بر یک سرزمین را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل مُلک
واژه «مُلک» (با ضمه میم) یکی از کلمات پرکاربرد و اصیل در زبان و ادبیات فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد. این کلمه به طور دقیق بر مفاهیمی چون پادشاهی، فرمانروایی، سلطنت و قلمرو تحت حاکمیت دلالت میکند. در فرهنگ اسلامی و آیات قرآن، مُلک نماد قدرت مطلق و حاکمیت بیچونوچرای الهی بر جهان هستی است، به طوری که سورهای در قرآن نیز به همین نام مزین گشته است.
باید توجه داشت که این کلمه با همنویسههای خود یعنی مِلک (به معنی دارایی و زمین)، مَلَک (به معنی فرشته) و مَلِک (به معنی پادشاه) تفاوت معنایی و تلفظی آشکاری دارد. در ادبیات عرفانی فارسی، مُلک معمولاً به عنوان نمادی از جهان مادی و شهود در برابر جهان ملکوت (جهان غیب و معنا) به کار میرود و نمادهای مادی آن در فرهنگ عامه تاج، تخت و پرنده اساطیری هما است.