معنی
این کلمه یک فعل ماضی ثلاثی مجرد در زبان عربی است که به معنای پذیرفتن یک امر، رضا دادن به یک پیشنهاد یا توافق، و تصویب و تأیید کردن چیزی به کار میرود.
یعنی چه
در اصطلاح لغوی، رویآوردن و پذیرا شدن یک موقعیت، کلام یا هدیه با خشنودی و رضایت خاطر را قَبِلَ میگویند.
مترادف
واژههای فوق در بافتهای مختلف زبانی و حقوقی به عنوان جایگزینهای معنایی این فعل به کار میروند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده عدم پذیرش، امتناع، انکار یا بازگرداندن یک درخواست و پیشنهاد هستند.
هم خانواده
تمامی این واژهها از ریشه سه حرفی «ق-ب-ل» مشتق شدهاند و مفاهیمی چون مواجهه، پذیرش و رویارویی را در خود دارند.
ریشه
معنای بنیادی این ریشه بر محوریت «روبهرو شدن، مواجهه، استقبال و پذیرش» شکل گرفته است. مفاهیم دیگری مانند «قَبْل» (به معنی پیش از) نیز از همین ریشه اما در شاخهای دیگر منشعب شدهاند.
جمله سازی
به انگلیسی
افعال فوق نزدیکترین معادلهای انگلیسی برای رساندن مفهوم قبول کردن و رضایت دادن هستند.
به عربی
از آنجا که خود واژه عربی است، این عبارتها به عنوان هممعنیهای توضیحی در این زبان کاربرد دارند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای رساندن این مفهوم از مصدر وامگرفته شدهی «Kabul» همراه با فعل کمکی استفاده میشود.
به فارسی
دقیقترین برگردانهای این فعل ماضی به زبان فارسی، واژههای «پذیرفت» و «رضایت داد» هستند.
جمعبندی و توضیح کامل قَبِلَ
واژه «قَبِلَ» یک فعل ماضی ثلاثی مجرد از زبان عربی است که بر پایهی ریشه «ق-ب-ل» استوار است. معنای محوری و اصلی این کلمه، رویآوردن به چیزی همراه با رضایت، تأیید و پذیرا شدن آن است. این مفهوم در زبان فارسی به صورت افعالی نظیر «پذیرفت»، «قبول کرد» و «گردن نهاد» ترجمه میشود و نقطه مقابل مفاهیمی چون رد کردن، انکار و امتناع است.
اگرچه ریشه این واژه (ق-ب-ل) کاربرد بسیار وسیع و متنوعی در قرآن و متون ادبی دارد و مشتقات فراوانی همچون مقبول، استقبال و مقابل از آن ساخته شده است، اما خود این صیغه خاصِ فعل مجرد عمدتاً در متون فقهی، حقوقی و لغتنامهها برای بیان معنای دقیقِ پذیرشِ توأم با خشنودی بررسی میشود. در کاربردهای استعاری و عرفانی نیز این واژه نمادی از تسلیم بودن در برابر حقیقت و گشودگی روح برای دریافت فیض به شمار میرود.