معنی
در اصطلاح فقهی و حقوقی، غصب به معنای استیلا و مسلط شدن بر مال یا حق دیگری از روی ستم و بدون داشتن مجوز قانونی یا رضایت مالک است.
یعنی چه
این کلمه زمانی به کار میرود که فردی بدون هیچ حق و مجوز شرعی یا قانونی، دارایی فرد دیگری را به اجبار از اختیارش خارج کند و خودش بر آن مسلط شود.
مترادف
کلمات فوق همگی مفهوم به زور گرفتن، تسلط غیرقانونی و خارج کردن مال از دست صاحب اصلی را میرسانند.
متضاد
کلماتی که بر قانونی بودن تصرف، رضایت طرفین و بازگرداندن حق به صاحبش دلالت دارند، متضاد غصب هستند.
ریشه
این واژه از ریشه ثلاثی مجرد عربی «غَصَبَ» گرفته شده است که در لغت به معنی گرفتن چیزی همراه با قهر، ستم و اجبار است.
تلفظ
این کلمه با فتح حرف غین و سکون صاد و باء تلفظ میشود.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، برای راهنمای «به زور گرفتن مال دیگری»، پاسخ اصلی معمولاً خود کلمه «غصب» یا «تصرف عدوانی» است.
به انگلیسی
در متون حقوقی و عمومی انگلیسی، بسته به اینکه غصب مربوط به ملک، مال یا جایگاه و قدرت باشد، از واژگان متفاوتی استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که واژه اصلی عربی است، در زبان مبدأ نیز دقیقاً با همین ساختار و مشتقاتش برای تصرفات غیرقانونی استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای خالص فارسی این واژه شامل عباراتی چون دستاندازی به زور، مالربایی با ستم و تصاحب ناروا است.
در قرآن
ریشه این واژه به صورت مستقیم تنها یکبار در قرآن در داستان خضر و موسی آمده است: «وَکَانَ وَرَاءَهُم مَّلِکٌ يَأْخُذُ کُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا» که به پادشاهی اشاره دارد کشتیها را به زور تصاحب میکرد. البته مفاهیم مرتبط با آن مثل خوردن مال باطل بارها نهی شده است.
جمعبندی و توضیح کامل غصب
واژه غصب یکی از اصطلاحات کلیدی در فقه، حقوق و اخلاق اسلامی است که به معنای استیلا یافتن بر مال، ملک یا حق دیگری از روی ظلم و بدون مجوز قانونی است. این عمل نه تنها جرم حقوقی محسوب میشود و شخص غاصب ضامن صدمات و تلف شدن آن مال است، بلکه از گناهان بزرگ اخلاقی به شمار میرود که نماد بارز بیعدالتی اقتصادی و اجتماعی است.
در ریشهیابی این کلمه مشخص است که اصالتی عربی دارد و مفاهیم مشابه آن مانند تصرف عدوانی یا خوردن مال مردم به ناحق، در بافتهای قانونی و قرآنی به شدت منع شدهاند. اثرات وضعی غصب به گونهای است که حتی عبادت در مکان غصبی یا استفاده از مال غصبی باطل شمرده میشود.