معنی
واژه فطر بسته به حرکتگذاری دارای دو معنای عمده است؛ فَطْر (با فتحه) به معنی شکافتن، آغاز کردن و آفرینش بدون سابقه قبلی است. فِطْر (با کسره) به معنی افطار کردن، روزهگشایی و پایان یافتن دوره روزه است.
یعنی چه
این کلمه در مفهوم تکوینی یعنی پاره کردن حالت بسته چیزی و بیرون کشیدن هستی از دل عدم، و در مفهوم تشریعی و عبادی یعنی شکستن روزه و بازگشت به حالت طبیعی خوردن و آشامیدن.
مترادف
با توجه به بستر متن، این واژه با کلماتی که بر ایجاد اولیه یا گشایش دلالت دارند، هممعنی است.
متضاد
در معنای خلقت، متضاد آن نابودی و عدم است و در معنای عبادی، صوم و خودداری از خوردن در برابر آن قرار میگیرد.
هم خانواده
تمامی این واژگان از ریشه سه حرفی (ف ط ر) مشتق شدهاند و مفهوم شکافتن یا آغازین بودن را در خود دارند.
ریشه
ریشه اصلی این کلمه عربی است و معنای بنیادین آن در زبان مبدأ، شکافتن طولی، باز کردن و جدا ساختن دو چیز از یکدیگر است.
به انگلیسی
در ترجمه انگلیسی متناسب با اینکه منظور آفرینش نخستین باشد یا پایان روزهداری، واژگان متفاوتی استفاده میشود.
به عربی
در خود زبان عربی، واژههای خلق و شق به عنوان نزدیکترین معادلهای معنایی برای تبیین این ریشه به کار میروند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن در متون کهن به صورت «آفریدن بدون سابقه»، «شکافتن پرده عدم» و در مصطلح امروز «روزه گشادن» آورده شده است.
در قرآن
در قرآن کریم این ریشه به عنوان صفت الهی مانند «فاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ» به معنی پدیدآورنده نخستین هستی، و همچنین در توصیف حوادث قیامت مانند «إِذَا السَّمَاءُ انْفَطَرَتْ» به معنی شکافته شدن آسمان تجلی یافته است.
جمعبندی و توضیح کامل فطر
واژه فطر از ریشههای غنی و چندبعدی در زبان عربی و فرهنگ اسلامی است که هسته معنایی آن بر «شکافتن و گشودن» استوار است. این شکافتن در بعد تکوینی به معنای پاره کردن پوسته عدم و پدید آوردن جهان هستی برای نخستین بار است که مفهوم خلقت و ابداع را پدید میآورد و ریشه صفاتی چون فطرت (سرشت پاک و اولیه انسان) قرار میگیرد.
در بعد تشریعی و عبادی، این واژه با تلفظ فِطر، به معنای شکستن روزه و خاتمه دادن به دوره امساک است. عید فطر در حقیقت نمادی از بازگشت انسان به همان طهارت نخستین و سرشت الهی پاکی است که پس از یک ماه تزکیه نفس حاصل میشود؛ گویی انسان بار دیگر از نو آفریده شده و زندگی معنوی جدیدی را آغاز میکند.