معنی
رشک در زبان فارسی به دو معنی عمده به کار میرود؛ در تلفظ مَشهور (رَشک) به معنی حسد، غبطه، غیرت و تمایل به داشتن داشتههای دیگران است. در تلفظ دوم (رِشک) به معنی تخم شپش میباشد.
یعنی چه
این واژه زمانی به کار میرود که فردی نسبت به موقعیت، زیبایی، مال یا موفقیت شخص دیگری دچار حالت حسد شود یا آرزو کند که خودش نیز آن موقعیت را داشته باشد.
مترادف
واژههای حسد و غبطه دقیقترین معادلهای این کلمه هستند، اگرچه غبطه بار معنایی مثبتتری دارد.
متضاد
در مفاهیم اخلاقی و ادبی، خیرخواهی و خشنودی از داشتههای خود به عنوان نقطه مقابل رشک شناخته میشوند.
ریشه
این واژه ریشه در زبان فارسی میانه (پهلوی) دارد که به صورت rašk یا ʾaršk به معنی حسد و غیرت استعمال میشده و اصالت کاملاً ایرانی دارد.
تلفظ
تلفظ رایج ادبی و اجتماعی آن با فتح اول (رَشک) است؛ اما در اصطلاح زیستشناسی با کسر اول (رِشک) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی چون رشک، حسد و غبطه به عنوان هممعنی یکدیگر کاربرد فراوانی دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Envy بهترین معادل برای رشک ادبی (غبطه و حسد) است.
به فارسی
برگردان دقیق مفهومی این واژه در زبان فارسی امروز همان حسادت یا زیادهخواهی عاطفی و رقابتی است.
جمعبندی و توضیح کامل رشک
واژه «رشک» یکی از کلمات اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در دوران فارسی میانه دارد. این کلمه در طول تاریخ ادبیات ما جایگاه ویژهای داشته و برخلاف واژه «حسد» که معمولاً بار معنایی کاملاً منفی و تخریبگر دارد، رشک گاهی در بستر شعر و متنهای عاشقانه به معنای غبطه، غیرت لطیف و تحسین شدید معشوق به کار رفته است؛ به طوری که مفهوم «رشکِ قمر» زیبایی خیرهکننده محبوب را نشان میدهد که حتی ماه هم به آن حسادت میکند.
از سوی دیگر، در کاربردهای مذهبی و قرآنی، اگرچه خود واژه به دلیل فارسی بودن در متن قرآن نیامده، اما معادل عربی آن یعنی «حسد» مکرراً مورد بحث قرار گرفته و در ترجمههای فارسی، مترجمان بزرگ از واژه رشکبری برای توصیف آن استفاده کردهاند. همچنین شایان ذکر است که این واژه با تلفظی دیگر (رِشک) در معنای زیستشناسی نیز کاربرد دارد.