معنی
واژه حتم در لغت به معنای بریدن، قطع کردن و فرمان قطعی دادن است و در اصطلاح به هر امر ناگزیر، واجب و تغییرناپذیری که وقوع آن صد درصد باشد، تغییر شکل یافته است.
یعنی چه
وقتی میگوییم امری حتم است، یعنی آن موضوع فراتر از احتمال و شک بوده و وقوع یا انجام آن واجب، فرض و قطعی شده است.
مترادف
این کلمات همگی بار معنایی قطعیت، ناگزیری و ضرورتِ انجام یا وقوع یک کار را دوشادوش واژه حتم یدک میکشند.
متضاد
واژههای ضد حتم نشاندهنده مفاهیمی هستند که در آنها اختیار، عدم قطعیت، گمان و احتمالِ رخ ندادن وجود دارد.
هم خانواده
این کلمات از ریشه سه حرفی «ح ت م» مشتق شدهاند. برای مثال «حاتم» به معنی حاکم یا قاضی است که حکم نهایی و قطعی را صادر میکند.
ریشه
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و در اصل به معنای بریدن و قطع کردن بوده که مجازاً به بریدن گفتگوها و صادر کردن فرمان قطعی و تغییرناپذیر اطلاق شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر به دنبال کلمهای ۳ حرفی با مفهوم واجب، ناگزیر یا فرمان قطعی باشید، خود واژه «حتم» پاسخ دقیق شماست.
به انگلیسی
برای معادلسازی این واژه در زبان انگلیسی با توجه به نقش کلمه در جمله، از واژگان مفهوم قطعیت و گریزناپذیری استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل حتم
واژه «حتم» یکی از کلمات اصیل و پرکاربرد وامگرفته از زبان عربی در فارسی است که بار معنایی بسیار محکمی دارد. این واژه در اصل از ریشه بریدن و یکسره کردن کار آمده و بیانگر هر آن چیزی است که شک، تردید و گمان در آن راه ندارد. وقتی موضوعی به مرتبه حتم میرسد، یعنی وقوع آن از نظر عقلی، منطقی یا الهی واجب و قطعی شده است.
این کلمه در ادبیات دینی و فقهی نیز جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که در قرآن کریم در سوره مبارکه مریم به صورت ترکیب «حَتْمًا مَقْضِيًّا» به کار رفته که به معنای حکم نهایی، حتمی و پایانیافته پروردگار است. این کاربرد نشان میدهد که واژه مذکور نمادی از قضای الهی و سرنوشت غیرقابل تغییر در متون کهن و معاصر است.
در زبان روزمره و ادبیات فارسی، حتم و مشتقات آن مثل حتمی و محتوم، برای تاکید شدید بر روی صحت یک خبر یا قطعی بودن یک رویداد به کار میروند تا هرگونه شبهه را از ذهن مخاطب پاک کنند.