معنی
واژهٔ «گشاده» صفتی مادی و معنوی است. در مفهوم مادی به هر چیزی که باز، وسیع، پهن و غیربسته باشد (مانند در یا فضای بزرگ) اطلاق میشود. در مفهوم معنوی و اخلاقی، به انسانهای بخشنده (گشادهدست) یا افراد خوشبرخورد و خندان (گشادهرو) اشاره دارد.
یعنی چه
این واژه در زبان فارسی نشاندهندهٔ حالت گشایش و وسعت است؛ چه این وسعت در مکان باشد، چه در رفتار انسان (مانند داشتن سعهٔ صدر و دلِ بزرگ) و چه در وضعیت امور (مانند رفع سختیها و ایجاد گشایش در کارها).
مترادف
این کلمات در بافتهای مختلف مادی و معنوی میتوانند به جای گشاده قرار گیرند.
متضاد
کلماتی که مفهوم انسداد، تنگی فضا، یا گرفتگی اخلاقی و روحی را میرسانند.
هم خانواده
تمامی این واژهها از ریشهٔ فعلی «گشادن/گشودن» مشتق شدهاند و مفهوم باز کردن و وسعت را در خود دارند.
ریشه
این واژه در زبان ایرانی باستان به صورت vi-sāt- به معنی رها کردن و باز کردن بوده است که در زبان پهلوی یا پارسی میانه به صورت wišādag به معنای باز و رها به کار میرفته و در فارسی نو به «گشاده» تبدیل شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی نظیر باز، مفتوح یا فراخ به عنوان راهنما میآیند که بسته به تعداد خانهها، خود واژه «گشاده» (۵ حرف) یا مترادفهای آن پاسخ صحیح هستند.
به انگلیسی
بسته به متن، واژه انگلیسی Open برای در یا فضای باز، Wide یا Broad برای پهنا و وسعت، و Cheerful برای روحیه و چهره خوشرو به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل گشاده
واژه «گشاده» صفت مفعولی اصیل از ریشه کهن فارسی «گشودن» است که در دو قلمرو مادی و معنوی کاربرد فراوانی دارد. در پوسته ظاهری و مادی، این واژه هر چیز باز، وسیع و غیرمسدود مانند فضا، معبر یا جامه را توصیف میکند. اما ارزش زیباتر این واژه در کاربردهای کنایی و ادبی آن نهفته است؛ جایی که به ویژگیهای اخلاقی والای انسانی اشاره دارد.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، کلماتی مانند «رویِ گشاده» نماد حسن خلق، صمیمیت و آشتیجویی است و «دستِ گشاده» به عنوان نمادی از جود، سخاوت و بخشندگی شناخته میشود. همچنین در متون عرفانی و ترجمههای قرآنی، مفهوم گشاده شدن سینه یا دل (شرح صدر) نشاندهنده ظرفیت بالا، بردباری، پذیرا بودن حقیقت و رهایی از بند تنگیهای روحی و دنیوی است.