معنی
این واژه در متون رسمی و کلاسیک فارسی به معنای باز کردن در، بند یا گره به کار میرود و در مفهوم گستردهتر به آغاز کردن یک کار یا فتح کردن یک مکان نیز اشاره دارد.
یعنی چه
در زبان فارسی وقتی کسی کار بستهای را باز میکند یا گشایشی در امری ایجاد میکند، از این فعل استفاده میشود؛ مانند لب بگشود که یعنی شروع به سخن گفتن کرد.
مترادف
واژههای فوق در زمینههای مختلف ادبی و عامیانه میتوانند به جای بگشود استفاده شوند.
متضاد
این کلمات مفاهیمی دقیقاً روبروی باز کردن و گشایش را افاده میکنند.
هم خانواده
تمامی این واژهها از ریشه فعل گشودن و در پیوند با مفهوم باز کردن و آشکار شدن هستند.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، گزینههای پنج حرفی یا چهار حرفی متناسب با راهنمای سوال کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد استعاری یا واقعی، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای آن وجود دارد.
به فارسی
بگشود خود یک واژه کاملاً اصیل فارسی با ساختار پیشوندی (بـ + گشود) است که از فارسی میانه به ما رسیده و نیاز به ترجمه به واژه خارجی ندارد.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و فرهنگ عامه ایرانی، گشودنِ در یا بند همواره نمادی از پایان یافتن دوران رنج، آغاز پیروزی، و به دست آمدن فرصتهای تازه تلقی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بگشود
واژه «بگشود» ساختاری پیشوندی دارد که از ترکیب پیشوندِ تاکید و زینت «بـ» همراه با فعل ماضی «گشود» تشکیل شده است. این کلمه ریشه در زبان پهلوی و فارسی میانه دارد و به طور مستقیم به معنای باز کردن، برطرف کردن موانع و آشکار ساختن بندهاست. در متون نظم و نثر کلاسیک فارسی، نویسندگان و شاعران بزرگ از این فعل برای ایجاد لحنی حماسی یا ادبی بهره میگرفتهاند.
علاوه بر معنای مادیِ باز کردن اجسام، این واژه کاربردهای استعاری فراوانی نیز دارد؛ برای مثال ترکیبی چون «لب بگشود» به معنی آغاز سخن گفتن و «در بگشود» به معنی فراهم شدن بستر موفقیت و پیروزی است. در فرهنگ ایرانی، این کلمه حامل باری مثبت و نمادی از امید، گشایش امور و برطرف شدن قفلها و گرههای زندگی به شمار میرود.