معنی
در زبان فارسی کلاسیک و متون ادبی، این واژه به معنای فرد یا جانی است که دچار آسیب، جراحت یا رنج و اندوه عمیق شده است.
یعنی چه
این کلمه برای توصیف وضعیت پیکر زخمی یا دل و جان رنجور و خسته از غم و عشق به کار میرود.
مترادف
واژههای فوق در متون مختلف به عنوان کلمات هممعنی با فگار استفاده شدهاند.
تلفظ
این واژه در لغتنامهها با هر دو تلفظ فتح اول و کسر اول ضبط شده است، هرچند تلفظ با فتح رایجتر است.
در جدول
در معماها و جداول کلمات متقاطع، به عنوان پاسخ برای واژههای زخمی، خسته یا آزرده از کلمه فگار استفاده میشود.
به انگلیسی
بسته به متن کاربرد، میتوان از معادلهای مرتبط با جراحت جسمی یا آزار روحی در انگلیسی استفاده کرد.
به ترکی
در زبان ترکی برای رساندن مفهوم جراحت جسمی از یارالی و برای آزار روحی از اینجینمیش استفاده میشود.
به فارسی
برگردان و معادلهای روان این واژه در فارسی امروزی شامل کلماتی چون زخمی، رنجدیده و دلشکسته است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و عاشقانه پارسی، ترکیباتی نظیر «دلِ فگار» یا «جانِ فگار» به عنوان نمادی برای انسانهای رنجدیده، عاشقان دلسوخته و اشتیاق فراوان همراه با سختی به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل فگار
واژه «فگار» یک واژه اصیل و کهن فارسی است که تغییریافته واژه «افگار» در زبان پارسی میانه (پهلوی) به شمار میرود. این کلمه در دو معنای عمده کاربرد دارد؛ در معنای مادی و جسمانی به جراحت، زخم و آسیب (بهویژه زخمی که بر اثر بار سنگین بر پشت چهارپایان ایجاد میشود) اشاره دارد و در معنای مجازی و ادبی، نشاندهنده رنج، خستگی، اندوه و دلآزردگی است.
این واژه در قرآن کریم به کار نرفته و کاملاً ریشه در زبانهای ایرانی دارد. در اشعار کلاسیک شاعرانی چون سنایی، نظامی و خاقانی، این واژه بار معنایی عاطفی و عمیقی داشته و غالباً در ترکیب با واژههایی چون دل و جان برای به تصویر کشیدن احوال عاشقان و عارفان دلسوخته استفاده شده است.