معنی
جمال در اصل به معنای حسن، زیبایی و خوشصورتی است و به هر چیزی که باعث لذت و رضایت درک زیباییشناختی انسان شود، اطلاق میگردد. این واژه هم برای زیباییهای ظاهری و هم برای کمالات معنوی و اخلاقی کاربرد دارد.
یعنی چه
این واژه نشاندهنده آراستگی، جلوه گری نعمتها و در اصطلاح عرفانی، تجلی اوصاف لطف و رحمت الهی در برابر جلال (عظمت و هیبت) است. در واقع، تمام جهان آینهای برای تجلی جمال حق به شمار میرود.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
واژه جمال مصدر از فعل ثلاثی مجرد «جَمُلَ» به معنای زیبا بودن، آراسته بودن و مناسب بودن است. مشتقات این ریشه در زبان عربی به مفاهیمی چون زیبایی و آراستگی اشاره دارند.
به انگلیسی
به عربی
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل زیبایی، نکوئی، خوشچهرگی و آراستگی است که مفهوم حسن ظاهر و باطن را منتقل میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل جمال
واژه «جمال» در اصل ریشهای عربی دارد و به معنای زیبایی، نیکویی و تناسب کامل در صورت و سیرت است. این کلمه در فرهنگ و ادبیات فارسی جایگاه ویژهای یافته و هم برای توصیف جلوههای ظاهری و هم کمالات اخلاقی و انسانی به کار میرود. در قرآن کریم نیز این واژه دقیقاً یک بار در آیه ۶ سوره نحل برای بیان جلوه زیبایی و شکوه نعمتهای الهی (چهارپایان) استفاده شده است.
در نگاه عرفانی و ادبیات اسلامی، جمال در کنار جلال یکی از دو وجه اصلی صفات الهی محسوب میشود؛ جمال مظهر لطف، رحمت، محبت و مهربانی خداوند است که در آینه آفرینش تجلی یافته، در حالی که جلال نمایانگر عظمت و شکوه اوست. عارفان کل جهان را بازتابی از جمال حق میدانند که برای تماشای این زیبایی مطلق پدید آمده است.