معنی
رَمِه در زبان فارسی به معنای گله، احشام و مجموعهای از حیوانات اهلی (بهویژه گوسفند، بز، اسب و گاو) است که با هم حرکت میکنند یا میچرند. در مفهوم مجازی و ادبی نیز گاهی به معنای توده مردم، سپاه یا جماعت به کار میرود.
یعنی چه
عبارت رمه یعنی گروهی از چهارپایان که معمولاً تحت سرپرستی و هدایت یک شبان (چوپان) قرار دارند تا از گزند آسیبها و حیوانات وحشی در امان بمانند.
مترادف
واژههای گله و احشام نزدیکترین معادلها به رمه هستند؛ در متون کهن عربی و فارسی از قطیع و رمک نیز استفاده شده است.
هم خانواده
واژههای رمهبان (به معنی چوپان و نگهبان گله) و رمهدار (صاحب گله) از مشتقات مستقیم و همخانواده این کلمه در زبان فارسی هستند.
جمله سازی
تلفظ
این واژه به صورت رَمِه (فتح حرف اول و میم، و های بیان حرکت در آخر) تلفظ میشود. تلفظ آوایی آن [rame] است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ کلمه ۳ حرفی به عنوان گله یا چهارپایان، خود واژه «رمه» است.
به انگلیسی
بسته به نوع حیوان، در زبان انگلیسی واژههای متفاوتی معادل رمه هستند؛ برای گوسفندان معمولاً Flock و برای گاو یا اسب Herd استفاده میشود.
به فارسی
این کلمه کاملاً ایرانی و فارسی اصیل است و ریشه در زبان پارسی میانه (پهلوی) دارد که از صورت واژگانی ramag به معنای گروه و گله برآمده است.
جمعبندی و توضیح کامل رمه
واژه «رمه» یکی از کلمات اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در پارسی میانه (پهلوی) دارد. این کلمه در معنای حقیقی خود به مجموعهای از حیوانات اهلی مانند گوسفند، بز، گاو یا اسب اطلاق میشود که به صورت دستهجمعی حرکت میکنند و معمولاً تحت مراقبت یک چوپان یا رمهبان قرار دارند.
در فرهنگ و ادبیات فاخر فارسی، رمه کاربرد استعاری فراوانی دارد. این واژه اغلب به عنوان نمادی از پیروی، نظم طبیعی، وابستگی و سادگی در تقابل با مفهوم «شبان» (نماد رهبری و هدایت) قرار میگیرد؛ به طوری که شاعران بزرگی همچون فردوسی از آن برای توصیف توده مردم یا سپاهیان بدون فرمانده استفاده کردهاند.
باید توجه داشت که این کلمه با واژه همنویسه عربی «رِمّة» (به معنی استخوان پوسیده) کاملاً متفاوت است. رمه فارسی فاقد ریشه قرآنی است، هرچند واژه عربی رمیم با کاربردی متفاوت در قرآن آمده است. معادلهای زبانی آن در انگلیسی با توجه به نوع حیوانات شامل Herd و Flock میشود.