معنی
واژه مغموم به معنای کسی است که دچار حزن، اندوه و ناراحتی شدید درونی شده و غصه دل او را فرا گرفته است.
یعنی چه
این کلمه در توصیف حالت روحی فردی به کار میرود که شادمانی از دل او رفته و ابر تیره اندوه بر وجودش سایه افکنده است.
تلفظ
این واژه با فتح میم اول (مَ)، سکون غین (غْ) و ضم میم دوم (مُ) به صورت مَغموم تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، کلمه مغموم به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل اندوهگین یا غصهدار با ۵ حرف کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای انتقال حس کلمه مغموم در زبان انگلیسی میتوان از واژگانی که به اندوه عمیق یا افسردگی اشاره دارند استفاده کرد.
به عربی
از آنجا که خود واژه مغموم ریشه عربی دارد، در این زبان نیز اسم مفعول بوده و با کلماتی نظیر محزون و کئیب هممعنی است.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل کلماتی مانند غمگین، اندوهگین، غصهدار، گرفتهخاطر و ناشاد هستند که حالت حزن را میرسانند.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ عمومی، مغموم بودن نماد رسمی و اسطورهای خاصی ندارد، اما تصویرگر مفاهیمی چون دلشکستگی، پاییز، چهره تکیده و ابرهای تیره بارانزا است.
جمعبندی و توضیح کامل مغموم
واژه مَغموم یک صفت عربی (اسم مفعول از ریشه غ م م) است که وارد زبان فارسی شده است. در ریشهشناسی این کلمه، مفهوم «پوشاندن» نهفته است؛ به این معنا که اندوه و غصه مانند ابری تیره، خورشیدِ شادی و نشاط دل فرد را پوشانده و پنهان کرده است. این واژه از نظر شمارش حروف، دقیقاً ۵ حرف دارد و در متون ادبی و اشعار کلاسیک کاربرد فراوانی دارد.
از نظر معنایی، مغموم با واژههایی چون محزون، حزین و غمناک همراستا است و متضاد آن کلماتی مثل شاد، مسرور و خرم هستند. اگرچه خودِ این ساختار واژگانی در متن قرآن کریم نیامده، اما ریشه آن در قالب کلماتی چون «الغم» (به معنی اندوه و گرفتاری) بارها در آیات قرآنی استفاده شده است.