معنی
دندان طمع در لغتنامههای فارسی به معنای اشتها و میل افراطی به مال، مقام یا هر چیز مادی دیگر آمده است. این عبارت معمولاً در مفاهیم منفی و برای توصیف زیادهخواهی ولعآمیز انسان به کار میرود.
یعنی چه
این اصطلاح یک اضافه استعاری است؛ یعنی طمع را به موجودی جاندار و گزنده تشبیه کرده که دارای دندان است. در ادبیات وقتی میگویند کسی دندان طمع تیز کرده، یعنی به شدت برای به دست آوردن چیزی حریص شده است.
تلفظ
واژه اول (دندان) با فتح دال اول و سکون نون، و واژه دوم (طمع) با فتح طاء و فتح میم تلفظ میشود که در حالت اضافه با کسره به هم متصل میگردند.
در جدول
در کلمات متقاطع، عبارت «دندان طمع» دقیقاً دارای ۸ حرف است. بسته به طراح جدول، ممکن است واژههای کوتاهتری مثل آز یا حرص نیز به عنوان پاسخ مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم عینی این استعاره از اصطلاحات مربوط به حرص و ولع شدید استفاده میشود.
به عربی
عبارت نَابُ الطَّمَع بیشتر در ادبیات متأثر از فارسی کاربرد دارد، اما در عربی اصیل برای رساندن این معنا از واژههای جشع و شح استفاده میشود.
به فارسی
برگردان و معادلهای اصیل این ترکیب ترکیبی از واژگان پارسی مانند آز و آزمندی است که مفهوم زیادهخواهی سیریناپذیر را منتقل میکنند.
نماد چیست
دندان در این ترکیب استعاری، ابزار هجوم برای تصاحب سهم دیگران و چنگاندازی به مال دنیاست. به همین دلیل، اصطلاح «دندان طمع را کندن» در نمادشناسی ادبی به معنای پاکی روح، قطع امید از مادیات و رسیدن به آرامش و قناعت است.
جمعبندی و توضیح کامل دندان طمع
ترکیب «دندان طمع» یکی از زیباترین و رساترین اضافات استعاری در زبان و ادبیات فارسی است. در این اصطلاح، رذیلت اخلاقیِ طمع به موجودی جاندار و شکارچی تشبیه شده که برای بلعیدن مادیات، مناصب یا حقوق دیگران تیز شده است. این عبارت کاملاً در ساختار بلاغت فارسی ریشه دارد و در آثار بزرگان شعر و ادب نظیر فردوسی و سعدی به وفور دیده میشود.
بیشترین کاربرد این واژه در قالب کنایهها و ضربالمثلهای عامیانه است. اصطلاح «دندان طمع تیز کردن» نشاندهنده هجوم حریصانه برای تصاحب چیزی است، در حالی که اصطلاح بلندآوازه «دندان طمع را کندن» به عنوان نمادی از وارستگی، پشت کردن به مادیات دنیا، غلبه بر نفس اماره و روی آوردن به فضیلت قناعت و مناعت طبع شناخته میشود.