یعنی چه
خوشخصلت به فردی اطلاق میشود که طبع، نهاد و اخلاق باطنی او پاک و نیک باشد؛ کسی که در درونش نیت بد وجود ندارد و با خیرخواهی و حسن خلق رفتار میکند.
تلفظ
این واژه از واجهای پیشین و پسین تشکیل شده است؛ بخش اول «خُش» (تلفظ کوتاه واو) و بخش دوم «خَصْلَت» به سکون صاد و فتح لام خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «دارای سرشت پاک» یا «نیکخو»، واژه ۷ حرفی «خوش خصلت» قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای توصیف فردی با ویژگیهای اخلاقی مثبت و درونی نیکو در زبان انگلیسی، صفتهای ترکیبی نظیر good-natured و kind-hearted متداولترین معادلها هستند.
به عربی
در زبان عربی از ترکیبهای توصیفی برای رساندن این مفهوم استفاده میشود که به پاکی باطن (سریره) یا زیبایی رفتار و خصلتها اشاره دارد.
به فارسی
مترادفهای اصیل فارسی این واژه شامل عباراتی چون خوشسرشت، نیکخو، پاکنهاد، خوشذات و نیکسیرت است که همگی بر پاکی درونی فرد دلالت دارند.
در قرآن
خودِ ترکیب فارسی «خوشخصلت» و کلمه عربی «خصلت» در قرآن بهکار نرفتهاند؛ اما مفاهیم همارز آن مانند «خُلُقٍ عَظیم» (در توصیف پیامبر) و واژه «طَیِّب» برای انسانهای پاکنهاد بسیار فراوان است.
نماد چیست
این واژه در فرهنگ و ادبیات نماد اصالت انسانی، صلح درونی و قابل اعتماد بودن است. در عرفان شرق، «گل محمدی» یا «درخت بارور» به خاطر عطر خوش و بخشندگی بیمنت، نماد بیرونی انسان خوشخصلت هستند.
جمعبندی و توضیح کامل خوش خصلت
واژه «خوشخصلت» یک صفت مرکب انطباقی صمیمانه در زبان فارسی است که از ترکیب واژه پارسی «خوش» و کلمه عربی «خصلت» (از ریشه خ-ص-ل به معنی خوی و طبع) ساخته شده است. این واژه به زیبایی تلاقی دو زبان را برای توصیف یکی از والاترین ویژگیهای انسانی یعنی پاکی باطن، نیکوکاری درونی و اصالت شخصیت نشان میدهد.
در فرهنگ عامه و ادبیات عرفانی ما، انسان خوشخصلت کسی است که فراتر از رفتارهای ظاهری، نهادی پاک دارد و خیرخواهی در ذات او ریشه دوانده است. این مفهوم اگرچه با همین لفظ در متون دینی نظیر قرآن نیامده، اما اصطلاحاتی چون «طیب السریره» و «حسن الخلق» کاملاً روح و معنای آن را در فرهنگ اسلامی-ایرانی بازتاب میدهند.