معنی
واژه «ذی» در زبان فارسی به عنوان پیشوند مالکیت یا صفتساز به کار میرود و به معنای دارا بودن یک ویژگی، حق یا صفت است.
یعنی چه
این کلمه وقتی قبل از یک اسم قرار میگیرد، نشان میدهد که فرد یا موضوع مورد نظر، صاحب یا واجد آن ویژگی است؛ مانند ذیحق که یعنی دارنده حق.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و در واقع حالت مجرور (یا مضافالیه) از اسمهای پنجگانه (اسماء خمسه) است که در ساختار صرفی عربی وابسته به نقش کلمه تغییر میکند.
جمله سازی
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ پرسش «صاحب و دارنده دو حرفی» کلمه «ذی» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به موقعیت متن، ترکیبات ساختار یافته با ذی را با واژههای مالکیت یا داشتن ترجمه میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل ذی
واژه «ذی» یکی از مشتقات پرکاربرد عربی در زبان و ادبیات فارسی است که به عنوان یک پیشوند صفتساز عمل میکند. این کلمه در اصل شکلِ مضاف و مجرور واژه «ذو» بوده و به معنای «صاحب»، «دارنده» یا «دارایِ» چیزی است. در ساختار زبان فارسی، این واژه به تنهایی به کار نمیرود، بلکه همواره با کلمات دیگر ترکیب میشود تا مفهوم واجد شرایط بودن یا مالکیت مادی و معنوی را برساند.
از نمونههای رایج کاربرد این واژه در زبان روزمره و حقوقی میتوان به ترکیباتی چون «ذینفع» (دارای سود و نفع)، «ذیصلاح» (دارای شایستگی و صلاحیت) و «ذیحق» (دارای حق) اشاره کرد. این کلمه نقش مهمی در فشردهسازی مفاهیم و ساخت صفتهای ترکیبی رسمی و اداری ایفا میکند.
علاوه بر کاربرد اداری و رسمی، واژه ذی و همخانوادههای آن (مانند ذا و ذو) حضور بسیار پررنگی در متن قرآن کریم و متون عرفانی دارند. برای مثال، عبارت معروف «ذِی الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ» در ادعیه و قرآن، به معنای خداوندِ دارای عظمت و بزرگواری است که نشاندهنده اصالت و بعد معنوی این واژه در فرهنگ اسلامی است.