یعنی چه
این عبارت کنایی در زبان فارسی سه معنای عمده دارد: نخست، بیعملی، تنبلی و دست روی دست گذاشتن؛ دوم، تواضع، فروتنی و دست به سینه ایستادن در برابر بزرگان؛ سوم، کتمان و مخفی کردن چیزی در زیر بغل یا پیراهن.
تلفظ
تلفظ این عبارت فعلی و کنایی به صورت «دَست دَر بَ غَ ل نِ ها دَ ن» (dast dar bağal nehādan) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این عبارت ۱۳ حرفی به عنوان پاسخ کنایه از بیکاری، بیتفاوتی یا فروتنی به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، در انگلیسی برای مفهوم بیعملی از اصطلاح Sit on one's hands و برای حالت فیزیکی آن از Fold one's arms استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، عبارت «مکتوف الیدین» دقیقاً معادل کنایی بیعملی است و تعبیر «ادخال الید فی الجیب» به کاربرد فیزیکی و قرآنی آن اشاره دارد.
به فارسی
معادلهای فارسی این اصطلاح شامل تعابیر کنایی دیگری مانند «دست روی دست گذاشتن»، «بیکار نشستن»، «دست بر کَش نهادن» (دست زیر بغل گذاشتن) و «تنپروری کردن» است.
در قرآن
هرچند عین عبارت فارسی در قرآن نیست، اما صورت عینی و تصویرسازی آن در داستان حضرت موسی (ع) آمده است؛ آنجا که میفرماید: «وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلَىٰ جَنَاحِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ» (آیه ۲۲ سوره طه) که مترجمانی چون خرمشاهی آن را «دست در بغل کردن» ترجمه کردهاند.
نماد چیست
این عبارت در فرهنگ ایرانی دو رویه نمادین دارد: در ساحت آیینهای درباری و صوفیانه، نمادِ غایت ادب، خضوع و ارادت بنده به شمار میرود. در ادبیات عامه و معاصر، نمادی از تنبلی، انفعال و سکوت ناامیدانه در برابر حوادث است. همچنین به لحاظ مذهبی یادآور نورانیت اعجاز است.
جمعبندی و توضیح کامل دست در بغل نهادن
عبارت کنایی و فصیح «دست در بغل نهادن» از جمله ترکیبات کهن زبان فارسی است که ریشه در واژگان اصیل پهلوی و ایرانی باستان دارد. این اصطلاح با ترکیب واژههای «دست»، «بغل» (به معنی پهلو و زیر بغل) و فعل کهن «نهادن» (به معنی گذاشتن)، تصویری عینی از وضعیت بدن را به نمایش میگذارد که بسته به بافت متن، معانی گوناگونی به خود میگیرد.
در متون عرفانی و تاریخی، این حالت نشاندهندهٔ تواضعِ تام و دستبسته ایستادن مرید یا کارگزار در پیشگاه بزرگتر است. در مقابل، در کاربردهای تودهوار و عامیانه، این اصطلاح کاملاً با «دست روی دست گذاشتن» مرادف شده و کنایه از تنبلی، بیتفاوتی و نظارهگر بودن بدون انجام هیچگونه اقدامی است.
یکی از زیباترین ابعاد این تعبیر، پیوند مفهومی آن با فرهنگ قرآنی و معجزهٔ «ید بیضاء» حضرت موسی (ع) است. در تفاسیر و ترجمههای کهن و معاصر قرآن، تعابیری همچون «ضم ید به جناح» یا «ادخال ید در جیب» که به معجزه درخشان شدن دستِ موسی اشاره دارند، دقیقاً به «دست در بغل نهادن» یا «دست در گریبان کردن» برگردانده شدهاند که غنای ادبی این اصطلاح را دوچندان میکند.