یعنی چه
این عبارت به معنای زایل شدن و از بین رفتن (مانند برطرف شدن بلا، خطر یا بیماری) و همچنین به معنای خارج شدن یا بیرون ریختن مواد زاید از بدن (مانند دفع شدن سنگ کلیه یا سموم) به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت فتح دال، سکون فاء و عین، و ضمه شین است: daf' šodan.
در جدول
پاسخ اصلی و دقیق در جدول برای این مفهوم، خود واژه «دفع شدن» با ۶ حرف است. معادلهای دیگر آن نظیر زایل شدن یا رفع شدن نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به بستر متن، از معادلهای مختلفی در انگلیسی استفاده میشود؛ برای موارد فیزیولوژیکی خروج سموم از واژه Excreted و برای دور کردن نیروها از Repelled استفاده میگردد.
به عربی
ریشه این واژه عربی (د-ف-ع) است و در زبان عربی واژههای اندفاع و زوال نزدیکترین معادلها به حالت مجهول و لازم آن هستند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای دور کردن یا از سر گذراندن بلا و خطر از Savuşturulmak و برای بیرون راندن عمومی از Defedilmek استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای اصیل و رایج فارسی این واژه شامل زایل شدن، رفع شدن، دور شدن، اخراج شدن، پسزده شدن و مندفغ شدن است. متضادهای آن نیز جذب شدن، پذیرفته شدن، ابقا شدن و وارد شدن میباشند. همچنین این واژه با کلماتی چون دفع، دفاع، مدافع، دافع، مدفوع و مدافعه همخانواده است.
جمعبندی و توضیح کامل دفع شدن
عبارت «دفع شدن» یک فعل مرکب لازم در زبان فارسی است که ریشه اصلی آن از مصدر عربی «دفع» به معنای راندن و دور کردن گرفته شده است. این واژه در دو حوزه کاربردی کاملاً متمایز به کار میرود؛ نخست در معنای انتزاعی و معنوی به مفهوم برطرف شدن، زایل شدن و از بین رفتن شر، بلا، مریضی یا خطر، و دوم در معنای مادی و فیزیولوژیکی به مفهوم خارج شدن و بیرون ریختن مواد زائد، سموم یا سنگهای درون مجاری بدن.
در متون کهن و مذهبی از جمله قرآن کریم، ریشه این واژه کاربرد فراوانی دارد و در قالبهای مختلفی همچون دور کردن بدی، پرداخت مال به صاحبانش یا دفاع و حمایت خداوند از مؤمنان تجلی یافته است. در کاربردهای مدرن و روزمره نیز این واژه هم در پزشکی برای توصیف پاکسازی بدن و هم در روابط اجتماعی برای توصیف پسزدگی یا عدم پذیرش یک جریان یا فرد مورد استفاده قرار میگیرد.