معنی
طناب به رشتههای کلفت و بافتهشدهای گفته میشود که از تابیدن مو، الیاف گیاهی یا سیمهای فلزی به دست میآید و عموماً برای بستن، مهار کردن، بالا رفتن یا کشیدن اجسام سنگین مورد استفاده قرار میگیرد.
یعنی چه
عبارت است از هر نوع بند یا رشته محکم و ضخیمی که ساختاری انعطافپذیر دارد و در امور روزمره، صنعت، کشتیرانی و ورزش به عنوان ابزار اصلی اتصال و بستن کاربرد دارد.
مترادف
واژههایی مانند رسن و ریسمان از برابرهای کهن فارسی آن هستند و حبل معادل عربی آن است.
متضاد
برای واژه طناب متضاد مستقیم و تکی در لغت وجود ندارد، اما از نظر وضعیت کاربردی میتوان واژههایی چون گسسته یا سست را در تقابل با استحکام و بستگی آن قرار داد.
هم خانواده
واژههای طُنُب (مفرد) و اَطناب (جمع) ریشههای عربی معادل آن هستند. همچنین مشتقات ترکیبی مانند طناببازی و طنابکشی از واژههای مرتبط با آن در فارسی محسوب میشوند.
ریشه
پژوهشهای ریشهشناسی نوین نشان میدهد که اصل این واژه به فارسی میانه (پهلوی) و واژه «tanāp» بازمیگردد که از ریشه اوستایی و سانسکریت به معنی تنیدن و بافتن گرفته شده است. این واژه در دوران باستان به زبان عربی قرض داده شده (طُنُب) و بعدها با نگارش تعریبشده (با حرف ط) دوباره به فارسی نو بازگشته است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند رسن، حبل و ریسمان نیز به عنوان هممعنی طناب کاربرد دارند.
به انگلیسی
رایجترین معادل انگلیسی این واژه Rope است که برای طنابهای ضخیم به کار میرود و Cord برای بندها و طنابهای نازکتر استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل طناب
طناب ابزاری حیاتی و کهن است که از بافتن و تابیدن الیاف طبیعی یا مصنوعی تشکیل میشود. این واژه اگرچه در ظاهر با املای عربی نوشته میشود، اما ریشه در زبان پهلوی و واژه «tanāp» دارد که به معنای کشیدن و تنیدن است. طناب در صنایع مختلف، دریانوردی، ورزش و کارهای روزمره نقشی کلیدی در مهار و اتصال ایفا میکند.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، طناب صرفاً یک ابزار فیزیکی نیست، بلکه نمادی از پیوند، اتصال، اسارت یا وسیله نجات به شمار میرود. اصطلاحات عامیانهای مانند «با طناب کسی به چاه رفتن» نشاندهنده عمق نفوذ این واژه در باورها و کنایات اجتماعی مردم است. همچنین در ادبیات عرفانی، مفهوم ریسمان الهی (حبلالله) نمادی از تمسک به هدایت و اتصال انسان به امر قدسی است.