معنی
تپیدن به معنای زدن قلب و رگ، پریدن و تکان خوردن غیرارادی اعضای بدن، و همچنین اضطراب و بیقراری داشتن در مفاهیم قدیمی و ادبی است.
یعنی چه
این عبارت برای توصیف حرکتهای جهشی، ضربان حیاتبخش قلب و حالتهای روحی پر از اضطراب، عشق یا ترس به کار میرود.
مترادف
واژههای فوق نزدیکترین معانی را به حالت حرکتی و روانی تپیدن دارند.
تلفظ
این واژه به صورت فتحة بر حرف ت، کسره بر حرف پ و فتحة بر حرف دال تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه معمولاً خود تپیدن یا واژههای هممعنی مانند تپش و ضربان است.
به انگلیسی
برای معادلسازی این فعل در زبان انگلیسی با توجه به بافتار متن از افعال فوق استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای تپش قلب و نبض معمولاً از ترکیب این افعال استفاده میکنند.
به فارسی
این واژه کاملاً ریشه ایرانی داشته و بازگوکننده همان مفهوم گرمی، جنبش و حیات درون سینه است.
جمعبندی و توضیح کامل تپیدن
واژه «تپیدن» یکی از اصیلترین مصدرهای زبان فارسی و برخاسته از ریشههای هندواروپایی است که در اصل به معنای داغ شدن و گرم شدن بوده است. از آنجا که گرمای درونی با حرکت و بیقراری همراه است، این کلمه مجازاً برای ضربان منظم قلب، رگ و نبض و همچنین تکانهای غیرارادی اعضای بدن به کار میرود. املای صحیح آن با «ت» است، هرچند در متون متأخر گاهی به صورت «طپیدن» نیز ثبت شده است.
در ادبیات فارسی، تپیدن فراتر از یک عملکرد فیزیولوژیک، نمادی قدرتمند برای حیات، عشق، اشتیاق و انتظاری مفرط است. شاعران از تعبیر «دل تپنده» برای نشان دادن اوج احساسات عاشقانه یا هراس و اضطراب حماسی بهره بردهاند. این واژه در زبانهای همسایه مانند ترکی و عربی نیز معادلهای دقیقی دارد که بیشتر بر جنبه فیزیکی ضربان تمرکز دارند.