یعنی چه
واژه «ثجر» در لغتنامههای کهن و عربی دارای چند معنای پراکنده است؛ به عنوان اسم به معنای گودی و فرورفتگی زمین (وسط وادی) یا حفره بالای سینه و تفاله مواد فشرده (مانند خرما و انگور) است و در نقش مصدری به معنای آمیختن تفاله با نوشیدنی و جاری ساختن آب، و در نقش صفت به معنای ستبر، ضخیم و پهناور به کار میرود.
مترادف
این کلمه بسته به کاربرد خود با واژههایی چون فرورفتگی، گودی، تفاله، لرد، ضخیم و ستبر مترادف است.
متضاد
در برابر معانی گودی، تفاله و ضخیم، متضادهای آن شامل برجستگی، عصاره و نازک یا رقیق میشود.
هم خانواده
مشتقات این کلمه از ریشه عربی (ث - ج - ر) شامل ثُجرَة (فرورفتگی)، ثَجِير (تفاله و دُرد) و انثجار (سرازیر شدن آب) است.
تلفظ
این کلمه بر حسب نقش معنایی به صورت ثَجْر (مصدر و اسم)، ثَجِر یا ثَجَر (صفت به معنی ضخیم) و ثُجَر (اسم به معنی تیرهای پهن) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «ثجر» با ۳ حرف است که به عنوان معنای فرورفتگی، تفاله یا ضخیم کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به بستر متن، برابرهای انگلیسی آن شامل کلماتی برای گودی، تفاله، ضخامت یا آمیختن مایعات است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن شامل گودی زمین، تفاله و لردِ مواد فشرده، صفتِ ستبر و ضخیم، و مصدرِ آمیختن یا جاری ساختن است.
جمعبندی و توضیح کامل ثجر
واژه «ثجر» یک لفظ اصیل فارسی نیست، بلکه یک ریشه و واژه عربی کهن است که به طور مستقل و رایج در زبان فارسی معاصر کاربرد ندارد، اما در متون متقدم، لغتنامههای کلاسیک نظیر دهخدا و معاجم عربی ثبت شده است. این کلمه بسته به حرکتگذاری و نقش خود در جمله، معانی گوناگون و پراکندهای را افاده میکند.
در متون کهن، این واژه بیشتر در سه محور معنایی کاربرد دارد: نخست در قالب اسم به معنای گودی و فرورفتگیهای زمین یا گودی بالای سینه؛ دوم به معنای تفاله و باقیمانده مواد فشردهشده مانند انگور و خرما؛ و سوم در قالب صفت به معنای زمخت، ستبر و پهناور. این کلمه در قرآن کریم نیامده و بار نمادین یا عرفانی خاصی در ادبیات ندارد.