معنی
رخوت در زبان فارسی به حالت سنگینی، کسالت و کمانرژی بودن اشاره دارد که در آن فرد توان یا انگیزه انجام فعالیتهای روزمره را از دست میدهد.
یعنی چه
این واژه برای توصیف وضعیتهای رخوتانگیز، خستگیهای مفرط پس از بیماری یا دورههای ایستایی روانی و افسردگی ملایم به کار میرود.
متضاد
کلماتی که مفهوم پویایی، تحرک بالا و شادابی جسمی و روحی را میرسانند، نقطه مقابل رخوت هستند.
تلفظ
این واژه در اصل از ریشه عربی رِخْوَة یا رَخاوة گرفته شده، اما در فرایند ورود به زبان فارسی به صورت رُخوت تلفظ میشود.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، رخوت معمولاً به عنوان راهنمای کلماتی مثل سستی، فتور و کسالت میآید.
به انگلیسی
این کلمات در زبان انگلیسی دقیقترین معادلها برای توصیف حالت بیحالی مفرط و کرختی هستند.
به عربی
در زبان عربی واژههای متعددی برای رساندن معنای سستی و تنبلی وجود دارند که فتور و خمول نزدیکترینها به رخوت هستند.
به فارسی
معادلهای اصیل و جایگزینهای روان فارسی برای این واژه شامل سستی، خستگی مفرط، وارفتگی و بیرمقی است.
نماد چیست
در ادبیات مدرن و روانشناسی، رخوت به عنوان نمادی از افسردگی ملایم، توقف پیشرفت و دورههای افت انرژی جمعی یا فردی تصویر میشود.
جمعبندی و توضیح کامل رخوت
واژه «رخوت» ریشهای عربی دارد که از واژه رَخاوة به معنی نرمی و شلی مشتق شده است، اما در زبان فارسی تغییر آهنگ داده و به طور گسترده برای توصیف حالتهای خستگی، بیانگیزگی، سستی و کرختی جسمانی یا روانی به کار میرود.
این کلمه بار معنایی منفی یا ایستا دارد و در ادبیات معمولاً برای توصیف جامعه یا فردی که دچار رکود، بیتحرکی و افت انرژی شده، استفاده میشود. اگرچه خود کلمه در قرآن نیامده، شکل دیگر آن یعنی «رخاوت» در علم تجوید به معنی جریان داشتن صدا هنگام تلفظ حروف کاربرد دارد.
در مجموع، رخوت حالتی از وارفتگی است که در نقطه مقابل واژههای مثبتی چون نشاط، سرزندگی و چابکی قرار میگیرد و شناخت مترادفهای آن به حل بهتر جدولهای کلمات متقاطع کمک میکند.