معنی
دلگشا صفتی مرکب در زبان فارسی است که برای توصیف ویژگی، مکان یا حالتی به کار میرود که باعث باز شدن، شادی و از بین رفتن غم و اندوه دل میشود.
یعنی چه
در اصطلاح عامه و ادبی، وقتی مکانی (مانند خانه یا باغ) یا حالتی (مثل لبخند یا نسیم) را دلگشا مینامند، یعنی آن پدیده دلباز، باصفا، دلچسب و مایهٔ آرامش روان است.
متضاد
واژههایی که معنای گرفتگی، ناخوشایندی محیط یا ایجاد حزن و اندوه در دل را منتقل میکنند، متضاد این کلمه هستند.
هم خانواده
این کلمات از ریشهٔ «دل» یا بن مضارع «گشا» (از مصدر گشودن) ساخته شدهاند و با آن ارتباط ساختاری دارند.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ این واژه از دو بخش «دِل» (با کسرهٔ دال و سکون لام) و «گُشا» (با ضمهٔ گاف) تشکیل شده است.
در جدول
در معماها و جداول کلمات متقاطع، کلمهٔ «دلگشا» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «فرحبخش» یا «دلباز» با ۵ حرف قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، میتوان از صفتهای متنوعی در زبان انگلیسی برای انتقال معنای طراوت و دلبازی استفاده کرد.
نماد چیست
در فرهنگ و معماری ایرانی، «دلگشا» نمادی از دلبازی و پیوند با طبیعت است که بارزترین مظهر آن «باغ دلگشا» در شیراز است. در عرفان نیز به حالت انس، شرح صدر و صفت فیاضیت الهی در دل سالک اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل دلگشا
واژهٔ «دلگشا» یکی از ترکیبات اصیل و زیبای زبان فارسی است که از ترکیب دو جزء «دل» و «گشا» (بن مضارع گشودن) پدید آمده است. این صفت فاعلی مرخم، به هر امر، مکان یا حالتی دلالت دارد که مایهٔ انبساط خاطر، رفع دلتنگی و ایجاد حس طراوت و شادمانی در درون انسان شود. در ادبیات فارسی از این واژه برای توصیف مناظر مصفا، نسیم سحرگاهی، نغمههای طربانگیز و خانههای دلباز استفاده میشود.
علاوه بر کاربردهای روزمره و ادبی، دلگشا جایگاه ویژهای در فرهنگ و معماری ایرانی دارد؛ به طوری که نماد بهشت زمینی و طراوت به شمار میرود و نام مکانهای تاریخی مشهوری چون باغ دلگشای شیراز با آن پیوند خورده است. در اصطلاحات معنوی و عرفانی نیز این کلمه به گشایش صدر و آرامش روحی اشاره میکند که پس از برطرف شدن غمهای دنیوی در قلب انسان مؤمن یا سالک تجلی مییابد.