معنی
کفیل به شخصی گفته میشود که مسئولیت مالی، حقوقی یا نگهداری از فرد دیگری را بر عهده میگیرد و متعهد میشود که در صورت لزوم پاسخگو باشد. در اصطلاح اداری نیز به کسی که موقتاً ادارهٔ سازمانی را در غیاب رئیس بر عهده دارد، کفیل میگویند.
یعنی چه
این واژه در اصل به معنای تکیهگاه، حامی و کسی است که تعهدی را به نفع شخص دیگری پذیرا میشود تا خیال طرف مقابل یا دادگاه از بابت انجام تعهدات راحت باشد.
مترادف
واژههایی مانند ضامن و پایندان دقیقترین برابرهای فارسی برای این کلمه در بافتهای حقوقی و اجتماعی هستند.
متضاد
در اصطلاح حقوقی، مکفول به شخصی گفته میشود که تحت کفالت قرار گرفته و متضاد نقش کفیل است.
تلفظ
این واژه به صورت فتحه روی حرف کاف و سکون روی سایر حروف خوانده میشود: کَفِیل.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند ضامن، پایندان یا عهدهدار به عنوان راهنمای رسیدن به واژه کفیل استفاده میشوند.
به انگلیسی
بسته به اینکه کاربرد کلمه در حقوق، مهاجرت یا روابط روزمره باشد، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای آن وجود دارد.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و از ریشه (ک-ف-ل) به معنی برعهده گرفتن و سرپرستی مشتق شده است.
به فارسی
سرهترین و دقیقترین معادلهای پارسی برای واژه کفیل، اصطلاحات «پایندان» و «پذیرفتار» هستند که در متون کهن به جای ضامن استفاده میشدند.
جمعبندی و توضیح کامل کفیل
واژه «کفیل» ریشه در زبان عربی دارد و در فرهنگ لغت فارسی و اصطلاحات حقوقی، به کسی اطلاق میشود که مسئولیت و ضمانت شخص دیگری را بر عهده میگیرد. این واژه بار معنایی عمیقی از اعتماد، حمایت و تعهد قانونی را به همراه دارد؛ به طوری که در بافتهای مدنی و دادگاهها، کفیل متعهد میشود در صورت لزوم، شخص مکفول را حاضر کند یا خسارتهای او را جبران نماید.
علاوه بر جنبههای رسمی و حقوقی، این کلمه در ساختار اداری نیز کاربرد دارد و به فردی که به طور موقت وظایف و اختیارات یک مدیر یا رئیس غایب را بر عهده میگیرد، «کفیل» یا سرپرست وزارتخانه و اداره میگویند. در مفاهیم مذهبی و قرآنی نیز این واژه به معنای حامی، ضامن و تأمینکننده به کار رفته است که نشاندهنده تکیهگاه بودن و پناهدهی است.