معنی
«تهیدست» در اصل به کسی گفته میشود که «دستش از مال تهی است». این صفت مرکب در مفهوم اصلی برای اشاره به افرادی به کار میرود که فاقد دارایی، مال و ثروت مادی هستند. در مفاهیم ثانویه و قدیمی، گاهی به معنای «دستخالی» (مثلاً بازگشت از سفر بدون هدیه یا بدون سلاح) نیز استفاده شده است.
یعنی چه
این واژه از ترکیب دو جزء فارسی «تهی» به معنی خالی و «دست» ساخته شده است. معنی تحتاللفظی آن «دستِ خالی» است و کنایه از شخصی دارد که هیچ سرمایه یا مادیاتی در اختیار ندارد تا بتواند نیازهای خود را برطرف کند.
مترادف
واژههای فوق در زبان فارسی بیشترین شباهت معنایی را با تهیدست دارند و در متون مختلف به جای آن استفاده میشوند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده وضعیت دارا بودن و داشتن تمکن مالی فراوان هستند که دقیقاً در نقطه مقابل تهیدستی قرار میگیرند.
هم خانواده
این واژهها از نظر ریشه زبانی یا اجزای سازنده با کلمه تهیدست مشترک هستند. واژه «تنگدست» نیز از نظر معنایی بسیار نزدیک است.
جمله سازی
در جدول
در کلمات متقاطع، اگر پرسش «فقیر یا بیچیز» با تعداد ۶ حرف خواسته شود، پاسخ خود واژه «تهیدست» است. در غیر این صورت معادلهای آن مانند فقیر و بینوا به کار میروند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به میزان و شدت فقر، از واژههای متفاوتی برای برگردان تهیدست استفاده میشود.
نماد چیست
در بار معنایی عام، تهیدست نماد محرومیت مادی و بیپناهی است. اما در ادبیات کلاسیک فارسی، درختانی مانند «چنار» و «سرو» به دلیل نداشتن میوه، نماد آزادگی، قناعت و تهیدستیِ صوفیانه و شریف شناخته میشوند؛ همانطور که سعدی میگوید آزادگان تهیدستند.
جمعبندی و توضیح کامل تهیدست
واژه «تهیدست» یک صفت مرکب اصیل فارسی است که از ترکیب دو کلمه «تهی» و «دست» شکل گرفته و به معنای کسی است که دستش از مال دنیا خالی است. این کلمه در طول تاریخ ادبیات فارسی کاربردی فراوان داشته و علاوه بر اشاره به فقر مادی و تنگدستی، در بسیاری از متون عرفانی و اخلاقی بار معنایی مثبتی مثل قناعت، وارستگی و آزادگی را به دوش میکشد.
اگرچه خود این کلمه در متن عربی قرآن کریم وجود ندارد، اما در ترجمههای معتبر فارسی به عنوان معادل دقیقی برای واژگانی چون «فقیر» و «مُعسر» به کار رفته است. در فرهنگ عامه و مسابقات جدول نیز این واژه ششحرفی به عنوان یکی از اصلیترین جوابها برای مفاهیمی همچون بیچیز، نادار و بینوا شناخته میشود.