یعنی چه
این عبارت یک ترکیب کنایی و ادبی در زبان فارسی است و زمانی به کار میرود که دارایی، سرمایه، غذا یا منبعی، یکباره مصرف نشود، بلکه جزءجزء، کمکم و در طول زمان به مصرف برسد تا تمام شود. معروفترین کاربرد آن در گلستان سعدی برای مقایسه نابودی ناگهانی مال توسط دزد با خرج شدن تدریجی آن توسط صاحب مال است.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب قیدی و فعلی به صورت «بِ تَ فا ریق یَ خُ رَ د» (be tafārīgh yakhorad) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کنایه ادبی دقیقاً «به تفاریق بخورد» است که از ۱۳ حرف تشکیل میشود.
به انگلیسی
برای رساندن این مفهوم در زبان انگلیسی از عباراتی که بر مصرف یا خرج کردن فرسایشی و بخشبخش دلالت دارند، استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، اصطلاح «نجماً نجماً» دقیقاً به معنای قسطی و نوبتبهنوبت پرداخت کردن یا مصرف کردن است که با مفهوم تفاریق همخوانی کامل دارد.
به فارسی
معادلهای روان فارسی این ترکیب شامل عباراتی چون «کمکم مصرف شدن»، «بخشبخش خرج کردن» و «تدریجاً از بین بردن مال» است که در برابر واژههایی مثل «یکباره تلف کردن» یا «یکجا خوردن» قرار میگیرند.
جمعبندی و توضیح کامل به تفاریق بخورد
عبارت «به تفاریق بخورد» یک تعبیر کنایی، فصیح و کهن در ادبیات فارسی است که ریشه در واژه عربی «تفاریق» (جمع مکسر تفریق، از ریشه ف-ر-ق) دارد. این اصطلاح به معنی پراکنده، جداجدا و نوبتبهنوبت مصرف کردن یک دارایی یا کالا است. مشهورترین بستر جلوهٔ این عبارت، حکایتی در باب هفتم گلستان سعدی است که میگوید سرمایه در سفر یا به دست دزد یکباره غارت میشود یا خودِ شخص آن را به تفاریق و خردهخرده خرج میکند و از میان میبرد.
این عبارت در حوزه معنایی خود نمادی از «زوال تدریجی و فرسایشی» است؛ هشداری بر اینکه غفلتهای کوچک و خردهخرجهای مداوم میتوانند در طول زمان همان اثری را بر دارایی بگذارند که یک مصیبت یا سرقت بزرگ و ناگهانی میگذارد. در متون طب سنتی و ادبیات کهن، این تعبیر برای رژیمهای غذایی یا مصرف نوبتبندیشده داروها نیز کاربرد داشته است.