معنی
طاقت به معنای داشتن نیرو و توانایی برای انجام کاری یا ایستادگی در برابر سختیها، مصائب و بردباری در مواجهه با رنجها است. در متون قدیمی به مرز نهایی توان انسان نیز اطلاق شده است.
یعنی چه
این واژه در زبان عامه و ادبیات به ظرفیت روانی و جسمانی فرد برای پذیرش و ایستادگی در برابر ناملایمات اشاره دارد؛ وقتی میگویند «دیگر طاقت ندارم»، یعنی توان تحمل به پایان رسیده است.
مترادف
کلماتی مانند تاب، توان و شکیبایی نزدیکترین واژهها به طاقت هستند که در شعر و نثر فارسی کاربرد فراوانی دارند.
متضاد
واژههایی که نشاندهنده عدم کشش و فقدان توانایی روحی یا جسمی در برابر دگرگونیها و سختیها هستند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سه حرفی «ط و ق» مشتق شدهاند یا در فارسی با افزودن پیشوند و پسوند به طاقت ساخته شدهاند (مانند بیطاقت و طاقتفرسا).
ریشه
واژه طاقت ریشه در زبان عربی دارد و از مصدر «طوق» به معنی احاطه کردن یا توانایی داشتن بر چیزی گرفته شده است. این واژه پس از ورود به فارسی کلاسیک، به زبانهای اردو و ترکی عثمانی نیز راه یافته است.
جمله سازی
نمونه جملاتی که کاربرد طاقت را در جایگاههای مختلف دستوری نشان میدهند.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، اگر سوال درباره توان و بردباری با ۴ حرف باشد، «طاقت» یکی از پاسخهای اصلی است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای انگلیسی طاقت میتوانند به توانمندی جسمی (Stamina) یا پایداری روحی (Endurance) اشاره کنند.
جمعبندی و توضیح کامل طاقت
واژه «طاقت» یکی از واژگان کلیدی در فرهنگ و ادبیات فارسی است که مفاهیم عمیقی چون بردباری، استقامت و توان روحی و جسمی انسان را بازتاب میدهد. این کلمه گرچه ریشه در زبان عربی دارد، اما در زبان فارسی هویتی مستقل یافته و با مفاهیمی مثل عشق، رنج و صبوری گره خورده است.
در نگاه نشانهشناختی و فرهنگ عامه، طاقت معمولاً با نمادهایی چون صبر ایوب، استقامت شتر در کویر و یا پایداری گیاه کاکتوس در شرایط سخت تداعی میشود. همچنین مفهوم قرآنی آن در آیاتی مانند آیه ۲۸۶ سوره بقره به زیبایی نشان میدهد که آفریدگار، تکلیفی فراتر از ظرفیت و طاقت انسانها بر دوش آنها نمیگذارد.