معنی
شغل در لغت به معنای چیزی است که انسان را به خود سرگرم یا مشغول کند و از کار دیگر بازدارد. در مفهوم عام، به هر گونه فعالیت، حرفه یا سمتی گفته میشود که فرد برای امرار معاش یا انجام یک وظیفه اجتماعی به آن اشتغال دارد.
یعنی چه
در اصطلاح، شغل یعنی داشتن یک موقعیت کاری یا وظیفه مشخص که فرد مسئولیت انجام آن را بر عهده دارد؛ وضعیتی که نقطه مقابل بیکاری و فراغت به شمار میرود.
مترادف
این کلمات در متون مختلف میتوانند به عنوان جایگزین واژه شغل استفاده شوند.
متضاد
واژههایی که مفهوم مقابل اشتغال و درگیری به کار را میرسانند.
هم خانواده
واژگانی که از ریشه سه حرفی شغل مشتق شدهاند.
ریشه
این واژه از زبان عربی وارد فارسی شده است. در عربی کلاسیک به معنای درگیر کردن و مشغول ساختن است و حتی در آیات قرآن کریم (مانند آیه ۵۵ سوره یس و آیه ۱۱ سوره فتح) به صورت اسم و فعل به کار رفته است.
جمله سازی
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، خود واژه شغل ۳ حرف دارد و معمولاً با راهنماهایی چون کار، پیشه یا حرفه همسنجی میشود.
به انگلیسی
بسته به نوع تخصص و بافت متن، از معادلهای مختلفی در زبان انگلیسی برای این واژه استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل شغل
واژه «شغل» ریشه در زبان عربی دارد و در اصل به هر چیزی اطلاق میشود که انسان را به خود سرگرم کرده و از کارهای دیگر بازدارد. با این حال، در زبان فارسی امروز این کلمه بار معنایی اقتصادی و اجتماعی به خود گرفته است و به طور خاص به حرفه، کسبوکار، منصب و هرگونه فعالیت رسمی یا غیررسمی گفته میشود که افراد برای کسب درآمد و گذران زندگی به آن میپردازند.
این کلمه نقشی کلیدی در ادبیات روزمره و ساختار اقتصادی جامعه دارد؛ چرا که نشاندهنده مسئولیت، تلاش و هویت اجتماعی فرد است. بررسی ریشهشناسی آن نشان میدهد که با کلماتی چون اشتغال و مشغله همخانواده بوده و حتی در قرآن کریم نیز به معنای سرگرمی و مشغولیت به کار رفته است. در نهایت، مفهوم شغل همواره در تقابل مستقیم با واژههایی مثل بیکاری و فراغت تعریف میشود.