معنی
در کاربرد روانشناسی و پزشکی، اضطراب به حالت پایدار یا حملهای از ترس و نگرانی بدون علت مشخص گفته میشود که تفاوت بارزی با ترس معمولی (دارای عامل مشخص) دارد.
یعنی چه
این واژه در اصل به معنای جنبیدن و به یکدیگر برخورد کردن (مانند تلاطم آب) بوده و امروزه به عنوان توصیفی برای طوفان درونی و عدم تعادل روان به کار میرود.
مترادف
این واژهها همگی به نوعی تلاطم ذهنی و عدم آرامش را میرسانند.
متضاد
کلماتی که بر بازگشت روان به حالت تعادل، بیحرکتی و ثبات دلالت دارند.
هم خانواده
واژههای مشتقشده از ریشه سه حرفی ض ر ب.
ریشه
در این واژه برای سهولت در تلفظ، حرف «ت» در باب افتعال به «ط» تبدیل شده است. معنای اصلی آن در عربی آشفتگی، بینظمی و برهمخوردن حالت تعادل است که پس از ورود به زبان فارسی، کاربرد روانشناختی گستردهای یافته است.
جمله سازی
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، برای راهنماهایی مثل «بیقراری»، «نگرانی» یا «تلاطم درونی»، کلمه ۶ حرفی اضطراب یک پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
واژه Anxiety در متون روانشناسی مستقیماً معادل اضطراب بالینی به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل اضطراب
واژه اضطراب در اصل ریشهای عربی دارد و از تلاطم و برهمخوردن تعادل حکایت میکند. این کلمه در گذر زمان جایگاه ویژهای در ادبیات و به ویژه روانشناسی فارسی پیدا کرده است تا حالتی از دلشوره و نگرانی مبهم نسبت به آینده را توصیف کند که فاقد یک علت بیرونی مشخص و ملموس است.
در ساختار واژهشناسی فارسی، این کلمه با مفاهیمی چون تشویش و دلهره همنشین است و در نقطه مقابل آرامش و طمأنینه قرار میگیرد. اگرچه خود این واژه در قرآن به صورت مستقیم نیامده، اما حالات روحی مشابه آن با تعابیری چون خوف، حزن و ضیق صدر بیان شدهاند. امروزه در تصویرسازیهای مدرن، اضطراب را مانند کلافی سردرگم یا طوفانی درونی نمایش میدهند.