یعنی چه
این عبارت یک ترکیب فعلی به همراه ضمیر متصل مفعولی است. از فعل مرکب «له کردن» (در وجه التزامی: له کند) به همراه ضمیر «ـش» (او را) تشکیل شده که در مجموع یعنی «او را پایمال کند یا بکوبد». این تعبیر معمولاً در مواردی به کار میرود که موجودی قویتر بخواهد موجود ضعیفتری را به طور کامل از بین ببرد.
متضاد
برای این ترکیب فعلی، افعالی که دلالت بر حفظ سلامت، رها کردن یا بازسازی دارند به عنوان متضاد کاربرد دارند.
هم خانواده
واژههای همخانواده با توجه به دو بخش سازنده این عبارت یعنی بن مضارع «کن» (از کردن) و صفت «له» تعیین میشوند.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت در زبان فارسی به صورت «لَه کُندَش» (lah kondash) است که در وزن شعر سنتی نیز به همین صورت روان ادا میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از افعال تعبیدی نظیر crush یا squash به همراه ضمایر مفعولی برای رساندن این مفهوم استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی ریشه فعلی ezmek به معنی له کردن است و عبارت Onu ezsin دقیقاً معادل مفعولی آن را میسازد.
به فارسی
برگردان خالص این ترکیب به صورت منثور و روان در زبان فارسی معادل با افعالی چون «داغانش کند»، «بکوبدش» یا «پایمالش کند» است.
نماد چیست
در ادبیات و تمثیلهای پارسی، این عبارت نماد اعمال قدرت بیرحمانه و مطلق یک موجود نیرومند علیه موجودی ضعیف و بیدفاع است؛ درست مانند تقابل شیر و موش که در آن قویتر مایل است در یک لحظه تمام هستی ضعیفتر را در هم بکوبد.
جمعبندی و توضیح کامل له کندش
عبارت «له کندش» یک واژه لغتنامهای مستقل یا مفرد نیست، بلکه یک ساختار فعلی ترکیبی شامل فعل «له کند» و ضمیر مفعولی متصل «ـش» (به معنی او را) است. این تعبیر در ادبیات فارسی و بهویژه در شعر معروف «شیر و موش» اثر ایرج میرزا به کار رفته است، آنجا که میگوید: «خواست در زیر پنجه له کندش / به هوا برده بر زمین زندش». این عبارت دقیقاً از ۶ حرف تشکیل شده و در حل جدولهای کلمات متقاطع نیز کاربرد دارد.
از نظر معنایی، این ترکیب به مفهوم آسیب شدید فیزیکی، متلاشی کردن، خرد کردن یا پامال کردن یک فرد یا شیء توسط عاملی قدرتمندتر است. افعال متضاد آن بر مفاهیمی چون رها کردن، سالم نگه داشتن و ترمیم دلالت دارند و معادلهای خارجی آن در انگلیسی و ترکی نیز دقیقاً همین ساختار مفعولی درهمکوبیدن را بازتاب میدهند.
گاه ممکن است به دلیل تشابه آوایی، این عبارت با واژه گیاهی و دارویی کهن «کُندِش» (به معنی پنبه گلولهشده یا خربق سفید) اشتباه گرفته شود؛ اما حقیقت زبانشناختی آن نشان میدهد که با یک فعل مفعولی زنده و ادبی روبرو هستیم که نماد خشم، اعمال قدرت و نابودی کامل است.