معنی
واژه کفل بسته به حرکتگذاری معانی متعددی دارد: در بدنشناسی (کَفَل) به معنای سرین و بخش پشتی بدن انسان یا چهارپایان (بهویژه اسب) است. با کسر کاف (کِفْل) به معنی بهره، نصیب و سهم از ثواب یا گناه میآید و در ریشه لغوی به معنای سرپرستی و ضمانت نیز کاربرد دارد.
یعنی چه
این کلمه در زبان عامه بیشتر به همان بخش عضله پشت و ران اشاره دارد، اما در متون کهن و مذهبی به معنای بهره و نصیب یا متعهد شدن در قبال مسئولیت و سرپرستی کسی به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این واژه برای اشاره به اندام بدن به صورت کَفَل (Kafal) است. در کاربرد قرآنی و به معنی سهم و نصیب، به صورت کِفْل (Kifl) تلفظ میشود. همچنین حالت مصدر آن به صورت کَفْل (Kafl) به معنی ضمانت است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «سرین» یا «پشت بدن چهارپایان»، واژه ۳ حرفی «کفل» یا «کپل» مد نظر است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، برای اندام بدن از کلماتی چون Rump (بهویژه برای حیوانات) یا Buttock استفاده میشود و برای مفاهیم معنوی کلماتی مثل Share جایگزین میگردد.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد. در زبان عربی فصیح برای اندام خلفی بیشتر از «العجز» یا «الردف» استفاده میشود و برای سهم و روزی از «النصیب» بهره میگیرند.
به فارسی
در زبان فارسی، واژه «کپل» تغییریافته و ایرانیشده همین واژه کفل است. از دیگر معادلهای دقیق فارسی آن میتوان به سرین، نشیمنگاه و در بخش معانی دیگر به سهم و بهره اشاره کرد.
نماد چیست
این واژه در ادبیات و استعارهها نمادگرایی چندانی برای اندام ندارد، جز در توصیف اسبهای اصیل و چابک. اما از نظر ریشهای (کفالت) نماد برعهده گرفتن بار سنگین، تعهد، ضمانت و داشتن پشتوانه است.
جمعبندی و توضیح کامل کفل
واژه کفل یک واژه سهحرفی با ریشه عربی است که کاربرد گستردهای در زبان فارسی پیدا کرده است. این کلمه دو وجه معنایی کاملاً متمایز دارد؛ در وجه اول که با فتح حروف همراه است (کَفَل)، به بخش خلفی بدن، سرین یا ران انسان و چهارپایان اشاره دارد که در اصطلاح عامیانه به صورت «کپل» نیز تلفظ میشود.
در وجه دوم که بیشتر با کسر حرف اول (کِفْل) شناخته میشود، معنای انتزاعی و حقوقی دارد. در این حالت به معنای سهم، نصیب و بهره (مثلاً سهم از پاداش یا گناه) است و با مفاهیمی چون کفالت، تکفل و ضمانت همخانواده است. این بخش از معنا به وفور در آیات قرآن کریم و متون فقهی به کار رفته است.
در مجموع، این واژه نمونهای از کلماتی است که با تغییر در حرکتگذاری، از یک مفهوم مادی و فیزیولوژیک به یک مفهوم عمیق حقوقی و اخلاقی تبدیل میشود و شناخت دقیق آن به درک بهتر متون ادبی و جدولهای کلمات متقاطع کمک میکند.