یعنی چه
این عبارت از دو واژه عربی تشکیل شده و دو معنای کاربردی دارد: نخست به معنای حیوانات وحشیِ شکارچی و درنده (مانند شیر و پلنگ) و دوم به معنای اندامها، چنگالها و دست و پای حیوانات درنده.
تفلظ
تلفظ این ترکیب به صورت واجنویسی [جَ و ا رِ حِ وُ ح و ش] است که با کسرهٔ اضافه به یکدیگر متصل میشوند.
در جدول
در مسابقات و جداول کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف خواستهشده میتواند خودِ ترکیب «جوارح وحوش» (۹ حرف) یا واژههای هممعنی مانند «سباع» باشد.
به انگلیسی
با توجه به دو وجه معنایی این ترکیب، عبارات فوق دقیقترین برگردانهای انگلیسی آن هستند.
به عربی
این ترکیب ریشه کاملاً عربی دارد و در زبان مبدأ نیز به همین صورت یا در قالب «جوارح السباع» به کار میرود.
به فارسی
معادل خالص و روان فارسی این عبارت «شکارچیان وحش»، «درندگان بیابان» یا «اندامهای صیادان طبیعی» است.
در قرآن
این ترکیب به صورت سرهم در قرآن نیامده است؛ اما واژه «جوارح» در آیه ۴ سوره مائده به معنای حیوانات شکاری آموزشدیده و واژه «وحوش» در آیه ۵ سوره تکویر («وإذا الوحوش حُشرت») به معنای حیوانات وحشی به کار رفته است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و متون اخلاقی، جوارح وحوش (چنگال و دندان درندگان) کنایه و نمادی از صفات سبعی، غضب مهارنشدنی، و نیروهای سرکش نفس اماره در وجود انسان است.
جمعبندی و توضیح کامل جوارح وحوش
عبارت «جوارح وحوش» از ترکیب دو واژه قرآنی و لغوی «جوارح» (از ریشه جرح به معنی زخم زدن یا کسب کردن) و «وحوش» (جمع وحش به معنی حیوان غیر اهلی) ساخته شده است. این اصطلاح اگرچه به عنوان یک ترکیب اسمیِ واحد و ثابت در متن قرآن وجود ندارد، اما تکتک اجزای آن وزنِ معنایی و کاربرد برجستهای در لغت عرب و آیات الهی دارند.
در نگاه نخست، این ترکیب به حیوانات صیاد و درندگان طبیعت اشاره دارد که با ابزار جسمانی خود به شکار میپردازند. در مرتبه بعدی و با نگاهی ریشهشناختی، به خودِ این ابزارها یعنی چنگال، دندان و اندامهای حرکتیِ حیوانات وحشی اطلاق میشود؛ چرا که این اندامها وسیلهٔ زخمی کردن صید و کسب روزی برای این حیوانات هستند.
در ادبیات فارسی و متون کهن، این اصطلاح بیشتر کاربردی استعاری و اخلاقی پیدا کرده است. نویسندگان و عارفان از جوارح وحوش برای توصیف خوی حیوانی، درندهخویی، خشم مهارنشده و تمایلات سرکش نفس استفاده میکنند که انسان سالک باید آنها را رام و پندپذیر کند.