معنی
لگدکوب در نقش صفت مفعولی به معنی هر چیزی است که زیر پا مانده، له شده و پایمال شده باشد. در معنای اسمی نیز به عمل لگد زدن و آسیب حاصل از کوبیدن پا اشاره دارد.
یعنی چه
این واژه کنایه از آسیب دیدن شدید، تحمل سختیهای روزگار یا مورد ظلم و تعدی قرار گرفتن است؛ مانند عبارت «لگدکوب حوادث» که به فرد آسیبدیده از مشکلات اشاره میکند.
مترادف
واژههایی که مفهوم زیر پا له شدن، کوبیده شدن و از بین رفتن ارزش یا ظاهر چیزی را میرسانند.
متضاد
این کلمه متضاد مستقیم و واحدی در واژهنامهها ندارد، اما هر واژهای که مفهوم سالم ماندن، مصونیت و مورد تعرض قرار نگرفتن را برساند، متضاد آن است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنمای «پایمال شده» یا «زیر پا له شده»، واژه ۶ حرفی «لگدکوب» یک پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
برای بیان مفهوم صفت مفعولی (پایمالشده) از واژه Trampled و برای عملِ لگدکوب کردن از واژه Trampling استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی با توجه به بافت متن، از مشتقات فعل «دعس» به معنی زیر پا گرفتن برای ترجمه این واژه استفاده میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل لگدکوب
واژه «لگدکوب» یک ترکیب اصیل فارسی از اسم «لگد» و بن مضارع «کوب» (از مصدر کوبیدن) است. این واژه در وهله اول به هر چیز مادی اشاره دارد که در اثر قدم زدن، دویدن یا ضربه پا، شکل اولیه خود را از دست داده و زیر پا له شده است؛ مانند سبزهها یا خاک مسیر که در اثر عبور و مرور لگدکوب میشوند.
در ادبیات فارسی و زبان عموم، این کلمه کاربردی استعاری و کنایی نیز پیدا کرده است. لگدکوب در این بستر، نمادی از ستمدیدگی، خواری، تحقیر و نابودی است. عباراتی نظیر «لگدکوب حوادث» یا «لگدکوب زمانه» نشاندهنده هجمه سختیها و فشارهای شدید اجتماعی و سرنوشت بر زندگی انسانهاست که روح یا زندگی آنها را دستخوش آسیب و فرسایش میکند.