معنی
شحنه به مأمور یا فرمانداری اطلاق میشد که از سوی حاکم یا پادشاه برای برقراری نظم، امنیت و سیاست یک شهر یا منطقه منصوب میگردید؛ نقشی شبیه به رئیس پلیس یا کلانتر امروزی.
یعنی چه
در اصطلاح تاریخ و ادبیات، شحنه یعنی کسی که عهدهدار امور نظمیه و امنیت شهر بود و با سختگیری بر رفتار شهروندان و برقراری قانون نظارت میکرد.
مترادف
واژههایی مانند داروغه، عسس و گزمه در متون کهن همپوشانی معنایی بالایی با شحنه دارند و همگی به مأموران حفظ نظم و امنیت اشاره میکنند.
ریشه
این واژه وامواژهای عربی در فارسی است. از ریشه «ش-ح-ن» به معنی پر کردن یا نیرو دادن گرفته شده است؛ چرا که شحنه شهر را از امنیت پر میکرد یا عهدهدار سپاهی مأمور به نظم بود.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی با کسر شین و سکون حاء و نون تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، برای راهنمای «داروغه یا نگهبان قدیمی شهر»، کلمه ۴ حرفی «شحنه» یک پاسخ دقیق و کلیدی است.
به انگلیسی
بسته به بافت تاریخی و اداری متن، واژههای فوق بهترین معادلها برای انتقال مفهوم شحنه در زبان انگلیسی هستند.
به فارسی
برگردان و جایگزینهای روان فارسی این واژه شامل مأمور نظمیه، پاسبان، داروغه و شبگرد یا نگهبان شهر است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی (بهویژه در اشعار حافظ و سنایی)، شحنه کنایه و مظهر قدرت سختگیرانه حکومت، مأمور تجسس و تقابل با رندان و مستانِ آزادیخواه است.
جمعبندی و توضیح کامل شحنه
واژه «شحنه» یک اصطلاح اداری و نظامی کهن با ریشه عربی است که وارد زبان فارسی شده و در تاریخ و ادبیات ما جایگاه ویژهای یافته است. این کلمه در اصل به معنای مأمور، حاکم یا داروغهای است که از طرف پادشاه مسئولیت حفظ نظم، امنیت و اداره امور انتظامی یک شهر را بر عهده داشت. در نظامهای حکومتی قدیمی، شحنهها نقشی شبیه به رئیس پلیس یا کلانترهای امروزی را ایفا میکردند.
در قلمرو شعر و ادبیات فارسی، شحنه تنها یک عنوان شغلی نیست، بلکه تبدیل به یک نماد فرهنگی شده است. شاعران کلاسیک نظیر حافظ، از این واژه برای تجسم بخشیدن به قدرت سختگیرانه حاکمیت، مظهر قانونگرایی خشک، مأمور تجسس در احوال مردم و نیروی سرکوبگر رندان و بادهنوشان استفاده کردهاند. آشنایی با این کلمه برای درک بهتر متون تاریخی و اشعار عرفانی و انتقادی کهن اهمیت زیادی دارد.