یعنی چه
ژولیده به ویژگی یا حالتی از ظاهر، به ویژه مو و پوشش اشاره دارد که در اثر بیتوجهی یا حوادث، نظم خود را از دست داده و درهمپیچیده، شلخته و بههمریخته شده است. در متون ادبی نیز به معنای پریشانحالی کاربرد دارد.
مترادف
واژههای فوق نزدیکترین معانی را به حالت آشفتگی و بینظمی ظاهری یا درونی کلمه ژولیده دارند.
ریشه
این واژه ریشه در فارسی میانه و کهن دارد. «ژولیده» در واقع صفت مفعولی (اسم مفعول) مشتق شده از فعل فارسی «ژولیدن» یا «شولیدن» به معنای درهم شدن، آشفته شدن و گرهخوردن است.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت ژو (با واو کشیده) + لی + ده (با هاء غیرملفوظ) انجام میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «آشفته و نامرتب»، «موی به هم ریخته» یا «پریشان»، واژه ۶ حرفی «ژولیده» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای انتقال معنای ژولیده در زبان انگلیسی، بسته به اینکه هدف توصیف کل ظاهر شخص باشد یا گرهخوردگی موها، از این لغات استفاده میشود.
نماد چیست
در فرهنگ عامه، ژولیدگی نماد فقر، بیتوجهی به خود یا پریشانی فکری است. با این حال، در ادبیات عرفانی و کلاسیک فارسی، «ژولیدهمویی» اغلب نماد رندی، قلندری و وارستگی از قید و بندهای ظاهری دنیا و مادیات به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل ژولیده
واژه «ژولیده» یک صفت اصیل فارسی است که از فعل کهن «ژولیدن» به معنای درهمتنیده شدن گرتهبرداری شده است. این کلمه در درجه اول برای توصیف موها یا ظاهری به کار میرود که شانه نشده، نامرتب و عاری از نظم و آراستگی معمول باشد. سیر تطور این واژه نشان میدهد که کاربرد آن از یک توصیف ساده فیزیکی فراتر رفته و به حوزههای روانی و ادبی نیز راه یافته است.
در ادبیات فارسی، ژولیدگی لزوماً بار منفی ندارد؛ بلکه در سنت عرفانی، احوال قلندران و صوفیان پاکباخته را بازگو میکند که به دلیل استغراق در معشوق ازلی، از آرایش ظاهر و رسوم اهل دنیا غافل ماندهاند. از سوی دیگر، در زبان روزمره معادل شلختگی و پریشانی ناشی از خستگی یا باد و طوفان است. دانستن ریشه و معادلهای دقیق این واژه به درک ظرافتهای معنایی آن در متون مختلف کمک میکند.