یعنی چه
در اصطلاح فلسفی و کلامی، غایتمندی آفرینش به این معناست که نظام هستی و تمام موجودات آن بر اساس طرحی حکیمانه و برای رسیدن به مقصد و کمالی مشخص آفریده شدهاند و پدید آمدن آنها عبث، بیهوده یا صرفاً از روی تصادف نبوده است.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه تشکیل شده است: غایَت (ġāyat) به همراه پسوند مندی، و آفَرینِش (āfariniš).
در جدول
این عبارت در بازیهای شرح در متن و جدول کلمات متقاطع به عنوان پاسخ هدایت به سوی مقصد نهایی هستی به کار میرود.
به انگلیسی
در متون فلسفی غرب، واژه Teleology به معنای غایتشناسی است که در ترکیب با خلقت به هدفداری نظام جهان اشاره دارد.
به عربی
در الهیات و فلسفه اسلامی این مفهوم با واژگانی چون غرض، غایت و حکمتِ باریتعالی در آفرینش تبیین میشود.
به فارسی
معادلهای روان فارسی آن شامل 'هدفمندی آفرینش'، 'غایتداری خلقت'، 'علت غایی جهان' و 'حکمت آفرینش' است که همگی بر نفی بیهودگی جهان دلالت دارند.
در قرآن
در قرآن کریم اگرچه این اصطلاح ترکیبی دقیقاً نیامده، اما مفهوم آن در آیات متعددی با واژههایی چون 'حق'، 'عبث' و 'باطل' مطرح شده است؛ مانند آیه ۲۷ سوره ص (وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلاً) و آیه ۱۱۵ سوره مؤمنون که عبث بودن خلقت انسان را صراحتاً رد میکند.
نماد چیست
این مفهوم انتزاعی فلسفی نماد بصری واحدی ندارد، اما در تصویرسازیهای معرفتشناختی، با نمادهایی چون 'پیکانی به سمت نقطه کمال' یا 'رشد دانه به سمت درخت شدن' (حرکت موجود از استعداد به فعلیت و غایت خود) و همچنین 'نظم و هندسه کیهانی' نمایش داده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل غایت مندی افرینش
عبارت «غایتمندی آفرینش» یکی از بنیادیترین اصول در الهیات، فلسفه دین و حکمت ارسطویی و اسلامی است. این اصل بیان میکند که جهان هستی و در رأس آن انسان، بر اساس یک نقشه و طرح هوشمندانه الهی بنا شدهاند و تکتک اجزای حرکتآفرین این عالم، به سوی مقصد، فرجام و کمال مشخصی هدایت میشوند.
در مقابل دیدگاههایی که جهان را برآمده از تصادف کور یا مکانیسمهای صرفاً مادی و بیهدف میدانند، نظریه غایتمندی بر این باور است که هر پدیدهای دارای 'علت غایی' است. در متون اسلامی، این مفهوم با صفت 'حکمت' خداوند گره خورده و تاکید میشود که آفرینش حق است و مسیر نهایی انسان، تقرب و بازگشت به سوی کمال مطلق است.