یعنی چه
این عبارت در دو بستر معنایی کاربرد دارد: نخست در معنای مادی و فیزیکی به چم متفرق شدن، پاشیده شدن و فروپاشی اجزا (مانند غبار)؛ دوم در اصطلاح ادبی به معنای تبدیل شدن نظم و شعر به نثر.
تلفظ
واژه «منثور» با ثای سه نقطه تلفظ میشود و اسم مفعول از ریشه عربی نثر است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در صورت مواجهه با این تعریف، عبارت ۱۱ حرفی خود واژه یا معادلهای دقیق آن مد نظر خواهد بود.
به انگلیسی
با توجه به زمینه متن، اگر منظور متفرق شدن ذرات باشد از اصطلاحات scattered یا dispersed استفاده میشود و در ادبیات معادل نوشتار منثور است.
به عربی
ریشه اصلی این واژه از فعل عربی «نثر» به معنی افشاندن و پاشیدن گرفته شده است.
به فارسی
برابرهای اصیل فارسی این ترکیب شامل متفرق شدن، از هم گسستن، پخش شدن و در متون کهن به معنی نثار شدن و افشاندن است.
در قرآن
واژه منثور دو بار در قرآن کریم به کار رفته است؛ یکی در سوره فرقان آیه ۲۳ به صورت «هباءً منثوراً» (غبار پراکنده) برای توصیف پوچی اعمال کافران، و دیگری در سوره انسان آیه ۱۹ به صورت «لؤلؤاً منثوراً» (مرواریدهای پراکنده) برای توصیف زیبایی غلمان.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و اخلاقی، ترکیب آن با غبار (هباء منثور) نماد نابودی کامل و بیاعتباری جهان مادی است، در حالی که در ساختار کلامی، نماد رهایی از قیود و وزن شعر محسوب میشود.
جمعبندی و توضیح کامل منثور گردیدن
عبارت «منثور گردیدن» از ترکیب اسم مفعول عربی «منثور» (از ریشه نثر به معنای پاشیدن و افشاندن) و فعل یاور فارسی «گردیدن» ساخته شده است. این اصطلاح در زبان فارسی دو کاربرد کاملاً متمایز دارد؛ در متون عمومی و کلام اسلامی، به معنای متفرق شدن، پاشیده شدن و از هم گسیختن اجسام ریز مانند غبار یا جواهرات به کار میرود که کنایه از فناپذیری یا زیبایی خیرهکننده پراکندگی است.
در کاربرد دوم که جنبه ادبی و بلاغی دارد، منثور گردیدن به معنای خارج شدن کلام از قید نظم، قافیه و بحور عروضی و تبدیل شدن آن به نثر روان است. این واژه در لغتنامههای معتبری چون دهخدا و عمید نیز با همین وجوه معنایی به ثبت رسیده است.