یعنی چه
در لغت، شحم به معنای پیه و چربی بدن حیوان یا انسان است و لحم به معنای گوشت عضلانی میان پوست و استخوان. ترکیب این دو واژه با واو عطف (شحم و لحم)، کنایه و مجاز از تمام ساختار جسمانی، تن، فربهی و بدنه مادی موجودات زنده است. در زبان عامیانه نیز اصطلاح «شحم و لحم آوردن» به معنای چاق شدن و تنومند شدن به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب واژگانی به صورت «شَحْم» (با فتح شین و سکون حاء) و «لَحْم» (با فتح لام و سکون حاء) به همراه واو عطف فارسی در میان آنها است.
در جدول
این ترکیب واژگانی در جدولهای کلمات متقاطع با تعداد حروف مشخص کاربرد دارد. خود ترکیب «شحم و لحم» دقیقاً دارای ۷ حرف بدون احتساب فضا است. کلمه شحم به تنهایی ۳ حرف و لحم نیز ۳ حرف دارد.
به انگلیسی
برای برگردان دقیق این واژه بر اساس معنای تحتاللفظی از عبارت Fat and flesh استفاده میشود. همچنین در معنای کنایی آن که به فربهی و تنومندی بدن اشاره دارد، واژههایی نظیر Corpulence یا Fleshiness مناسب هستند.
به عربی
هر دو واژه ریشه کاملاً عربی دارند. در متون و زبان عربی این ترکیب معمولاً با تقدم لحم بر شحم و به صورت «اللحم والشحم» یا با الگوهای فصیح دیگر برای اشاره به ساختار گوشتی و چربی بدن به کار میرود.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی برای این ترکیب شامل «گوشت و پیه»، «تن و بدن»، «پیکر مادی» و در کاربرد کنایی آن «چاقی» و «تنومندی» است.
در قرآن
خودِ ترکیب همزمان «شحم و لحم» در قرآن نیامده است، اما مفرد یا جمع هر دو واژه به طور جداگانه وجود دارد؛ واژه لحم (گوشت) بارها (مانند آیه ۲۵۹ بقره در مورد پوشاندن گوشت بر استخوانها) آمده است. واژه شحم در قالب جمع آن یعنی «شُحُوم» در آیه ۱۴۶ سوره انعام به معنای پیه و چربی گاو و گوسفند که بر یهودیان حرام شده بود، ذکر گردیده است.
نماد چیست
در ادبیات، کنایات و عرفان، «شحم و لحم» نماد ابعاد حیوانی، مادی و فانی انسان در تقابل با بعد روحانی، مجرد و مینوی اوست. همچنین در اشعار کلاسیک مانند اشعار منوچهری دامغانی، اجزای مادی بدن چون شحم و لحم و عظام به عنوان پدیدههای زوالپذیر پس از مرگ توصیف میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل شحم و لحم
واژه ترکیبی «شحم و لحم» از دو لغت با ریشه عربی تشکیل شده است که شحم به معنای پیه یا چربی بدن و لحم به معنای گوشت عضلانی است. این دو واژه پس از ورود به زبان فارسی با یکدیگر ترکیب شده و به عنوان یک اصطلاح کنایی برای اشاره به کل ساختار مادی، تن، بدن و فربهی انسان یا حیوانات مورد استفاده قرار گرفتهاند.
در حوزه متون دینی و قرآنی، اگرچه این دو کلمه در کنار هم عطف نشدهاند، اما به طور جداگانه مفاهیم فقهی و روایی دقیقی دارند؛ به طوری که شحوم (پیهها) در احکام قوم یهود مطرح بوده و لحم (گوشت) در پدیدههای طبیعی، احکام حلال و حرام و تحولات آفرینش انسان ذکر شده است. در ادبیات فارسی نیز این ترکیب نمادی از بعد مادی و فانی وجود به شمار میرود.