یعنی چه
این عبارت ترکیبی در زبان و شعر فارسی به معنای مسافر و کسی است که از دیار خود بیرون رفته و دور از دسترس است. در فضاهای ادبی و عرفانی، معمولاً با حس دلتنگی، هجران و فراق همراه بوده و به معشوق غایب یا عزیزی که دیگر در کنار گوینده نیست اشاره دارد و گاه کنایه از سفر ابدی و مرگ است.
تلفظ
تلفظ این واژه از ترکیب اسم اشاره «آن» (ān) و صفت مرکب «سَفَرکرده» (safar-kardeh) تشکیل شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این راهنما خود عبارت «ان سفرکرده» است که دقیقاً ۹ حرف دارد. از دیگر پاسخهای مشابه میتوان به مسافر یا غایب اشاره کرد.
به انگلیسی
برای انتقال حس ادبی این واژه در انگلیسی میتوان از عباراتی که به هجران یا سفر اشاره دارند استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی با توجه به سیاق متن، کلمات المسافر یا الراحل نزدیکترین معادلها هستند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی عباراتی مانند Yolcu یا Sefer etmiş دقیقاً همین معنا را میرسانند.
در قرآن
عین ترکیب «آن سفرکرده» در قرآن کریم وجود ندارد و یک ساختار خالصِ شعر و ادب فارسی است. با این حال، ریشه عربی «سفر» و مفاهیمی چون مسافرت در آیاتی مانند «أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ» (بقره/۱۸۴) یا به صورت جمع «أَسْفَار» به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل ان سفرکرده
عبارت «آن سفرکرده» یک صفت مرکب تعریفی و اشارهای در زبان فارسی است که از ترکیب «آن» (اسم اشاره)، «سفر» (ریشه عربی) و «کرده» (صفت مفعولی فارسی) ساخته شده است. این واژه در لغت به معنای مسافر، مهاجر و کسی است که وطن و دیار خود را ترک کرده است. با این حال، ارزش و جایگاه اصلی این عبارت در ادبیات عرفانی و عاشقانه ایران شکل گرفته است.
شهرت و اوج زیبایی این تعبیر به واسطه شعر معروف حافظ شیرازی («آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست...») در فرهنگ ما جاودانه شد. در شعر فارسی، این عبارت نمادی از انتظار، هجران، معشوق دوردست و غایب، یا حتی کنایهای از عزیز از دسترفته و سفر ابدی روح از عالم مادی به شمار میرود.