یعنی چه
این اصطلاح از دو واژه «آکل» (به معنی خورنده) و «مأکول» (به معنی خوردهشده یا طعام) تشکیل شده است. در مفهوم عام و ادبی، به رابطه صیاد و شکار، زنجیره غذایی و چرخه حیات و مرگ در طبیعت اشاره دارد که در آن موجودات برای بقا یکدیگر را مصرف میکنند.
تلفظ
واژه اول با کسر کاف (آکِل) به عنوان اسم فاعل و واژه دوم با سکون همزه و ضم کاف (مَأْکول) به عنوان اسم مفعول از ریشه عربی اکل تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی، عبارت «آکل و ماکول» دقیقاً دارای ۹ حرف است و معمولاً در پاسخ به راهنماهایی نظیر «خورنده و خوردهشده» یا «اصطلاح فلسفی معاد جسمانی» میآید.
به انگلیسی
بسته به متن مورد نظر، در مباحث فلسفی از تعبیر Eater and Eaten و در علوم طبیعی و زیستشناسی از اصطلاح Predator and Prey استفاده میشود.
به فارسی
از مترادفها و معادلهای دقیق فارسی این ترکیب عربی میتوان به «خورنده و خوردهشده»، «صیاد و شکار» و «طعمهگذار و طعمه» اشاره کرد که بازتابدهنده همان مفهوم بلعیدن است.
در قرآن
این ترکیب دوتایی به صورت مستقیم در قرآن ذکر نشده است؛ اما واژه «مأکول» یکبار در سوره فیل آیه ۵ («فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَّأْکُولٍ») و واژه «آکل» به صورت جمع در سوره واقعه آیه ۵۲ («لَآکِلُونَ مِن شَجَرٍ مِّن زَقُّومٍ») به کار رفتهاند.
نماد چیست
در ادبیات و فلسفه نماد تسلسل خوردن موجودات و زنجیره غذایی است. در الهیات و کلام اسلامی نیز نماد یک شبهه معروف پیرامون معاد جسمانی است؛ به این صورت که اگر حیوانی یا انسانی، انسان دیگر را بخورد و اجزای مأکول جزو بدن آکل شود، در قیامت این اجزا با بدن کدام یک محشور میشوند؟ فلاسفهای چون ملاصدرا با تکیه بر اصالت روح به این شبهه پاسخ دادهاند.
جمعبندی و توضیح کامل آکل و ماکول
عبارت «آکل و مأکول» ترکیبی عربی و ریشهدار در زبان و ادبیات فارسی است که در ظاهر معنای ساده «خورنده و خوردهشده» یا همان رابطه صیاد و شکار را افاده میکند. این اصطلاح در ادبیات عرفانی، بهویژه در اشعار مولانا، برای توصیف زنجیره غذایی و چرخه مادی جهان به کار رفته است که در آن موجودات پیوسته یکدیگر را مصرف میکنند تا حیات مادی تداوم یابد.
علاوه بر جنبه ادبی و طبیعی، این واژه در تاریخ اندیشه اسلامی جایگاه کلامی و فلسفی ویژهای دارد. «شبهه آکل و مأکول» یکی از چالشهای بنیادین در بحث معاد جسمانی بوده است که متکلمان و فلاسفه بزرگی چون ابنسینا، خواجه نصیرالدین طوسی و ملاصدرا به آن پرداختهاند. آنها اثبات کردهاند که ملاک هویت و بازگشت انسان در قیامت، روح و نفس اوست نه لزوماً ذرات مادی دگرگونشونده بدن.