یعنی چه
این اصطلاح در زبان عامیانه و کنایی فارسی به معنای دسیسهچینی، زیرآبزنی و اخلال در امور دیگران با استفاده از مکر، تزویر و سخنچینی پنهانی به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب فعلی به صورت «سُوسِه دَوانْدَنْ» (soose davāndan) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کنایه با توجه به تعداد حروف میتواند خودِ «سوسه دواندن» (۱۰ حرف) یا واژههای هممعنی مانند «موش دواندن» و «کارشکنی» باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق کلام میتوان از واژههای فوق برای رساندن مفهوم کارشکنی و توطئه استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی، مفاهیم مربوط به سخنچینیِ منجر به فساد و توطئههای پنهانی بهترین معادل برای این اصطلاح هستند.
به فارسی
معادلهای اصیل و عامیانه فارسی این عبارت شامل موش دواندن، سعایت کردن، تزویر، اشکالتراشی و اخلالگری در کارها است.
نماد چیست
این اصطلاح از نظر استعاری یادآور رفتار شپشه یا کرم ریز حبوبات است که از درون و به صورت ناپیدا مغز غلات را نابود میکند؛ لذا نماد رفتارهای منافقانه و تخریب زیرپوستی است.
جمعبندی و توضیح کامل سوسه دواندن
اصطلاح عامیانه و کنایی «سوسه دواندن» از ترکیب دو واژه «سوسه» و «دواندن» ساخته شده است. واژهٔ سوسه ریشهای یونانی دارد که از طریق عربی وارد فارسی شده و در اصل به معنای شپشه یا کرم آفت گندم و حبوبات است. در روزگار گذشته، بازرگانان هنگام خرید بار شرط میکردند که کالایشان «بیسوسه» (بدون کرمخوردگی و غش) باشد. به مرور زمان، ورود این آفت به بار گندم، کنایه از وارد کردن خرابی، نقص و غشِ پنهانی در کار دیگران شد.
در کاربرد امروزی، سوسه دواندن به رفتارهایی اطلاق میشود که فرد با بدگویی، سخنچینی، فتنه انگیزی یا حسادت، به طور غیرمستقیم و مخفیانه تلاش میکند در کار دیگران سنگاندازی کرده و اعتبار یا برنامه آنها را خراب کند. این عبارت با اصطلاحاتی نظیر «موش دواندن» و «زیرآب زدن» قرابت معنایی بسیار نزدیکی دارد و بار معنایی آن کاملاً منفی، انتقادی و غیراخلاقی است.